گوانتاناما (حسیب سرایش)
گوانتانامو
مادر
تولدم نکن
گورخالی نماده است
سیاهچالها
طعم مرا دوست ندارند
سهمی نمی خواهم از بهشت
خراسانم را بگزارید
کافیست
کاش
سرنوشتم راه گم شود
پیش اینکه آشنا شویم
جدایمان می کند
تا به سایه ام مینگرم
گوانتانامو فریاد میزند
ودیگری
به جرم زبان مادری اش
حلق آویز میشود
پرده را کناربزن
شاید
ازگورستان دسته جمعی
مرده ات را تبعید کرده باشند
بگزار رئیس جمهور
خوشحال باشد
مرا لقمه سگ همتایش بسازد
(اوغان ها )
مهمان نواز استند
نوشته شده توسط:گروه نویسندگان و در ساعت:11:4 AM

