گوانتاناما (حسیب سرایش)

  • تاریخ : سه شنبه 1389/10/28
  • موضوع : فرهنگی

 

 

گوانتانامو

مادر

 تولدم نکن

گورخالی نماده است                  

 سیاهچالها

طعم مرا دوست ندارند

سهمی نمی خواهم از بهشت

خراسانم را بگزارید

   کافیست

کاش

 سرنوشتم راه گم شود

پیش اینکه آشنا شویم

جدایمان می کند

تا به سایه ام  مینگرم

گوانتانامو  فریاد میزند

   ودیگری

به جرم زبان مادری اش

حلق آویز میشود

 پرده را کناربزن

شاید

ازگورستان دسته جمعی

مرده ات را   تبعید کرده باشند

بگزار  رئیس جمهور

 خوشحال باشد

مرا  لقمه سگ همتایش بسازد

(اوغان ها )

مهمان نواز استند

 


نوشته شده توسط:گروه نویسندگان و در ساعت:11:4 AM

بوسه های سبز نیلوفر (فیاض مهرآیین)

  • تاریخ : سه شنبه 1389/10/28
  • موضوع : فرهنگی

شعر را ظاهراً یکی از تعریف ناپذیرترین فرآورده های کارگاه ذهن آفرینشگر انسان می دانند اما در همه اعصار و زمانه ها برای تعریف، شناخت و بازشناخت این فرزند شکوهمند روان پرتب و تاب بشر، سخنها گفته شده است. فیلسوفان، ادیبان، پژوهشگران، سخن سنجان (ناقدان) و امثال شان از روزگاران باستانی و داستانی آریانای کبیر، تا یونان، روم، هند، چین، مصر و بابل و سر انجام عرب، هر کدام به سهم خود در این گستره قلم و قدم زده اند که پرداختن بدانها مجال گسترده‏تری می خواهد.

در کتابهای مقدس پیشین که اکثراً خود از شعریت ویژه یی بهره ور اند در این راستا به اشاره و کنایه پرداخته شده و در قرآن مجید سوره یی به نام "شعرا" آمده که در آن نه شعر بلکه "شعرا" به نحوی تعریف گردیده اند.

تا جایی که به زبان پارسایی پارسی دری پیوند دارد، پیشینۀ سرایش شعر بر فرادات یا سنتهای بسیار کهن ادبی این زبان و زبانهای مادر آن (آریک، اوستایی، فرس باستان، سغدی، آری یا باختری و تخاری، پارتی یا پرثوی ویا به اصطلاح پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی) استوار است. برخی شعرهای زیبا و دل انگیز که سروده های بانوان آریایی در بخدی یا بلخ اند و پیشینۀ آنها به هزاره های سوم تا دوم پیش از میلاد میرسند در کتاب ویدا به ویژه ریگویدا آمده، همچنان پوروچیستا- دخت فرهیختۀ و خشور بزرگ آریایی – زراثوشترا- خود شاعر اندیشمند و فرزانه یی بوده است و زبان اوستا که از سوی پیام آوران باستانی آریایی در فاصلۀ هزاره های سوم و اول پیش از میلاد سروده شده خود به گونه‏یی" زبان شعر" است.

در دورۀ اسلامی نیز شعر مکتوب پارسی دری از بلخ، سیستان و فرارودان آغاز میشود از ترانۀ طعن آمیز کودکان سرزمین کهن باختر یا بلخ به ارتباط شکست یکی از فرماندهان تازی در ختلان تا سرودۀ محمد بن وصیف سکزی در پاسخ به سخن و خشورانۀ فرمانروای آزاده و عیار آریانا زمین- یعقوب لیث صفار – که در پیوند با مدیحه اش به زبان تازی گفته بود: چیزیکه من اندر نیابم از چه رو باید گفتن – و ظهور حنظلۀ بادغیسی، شهید بلخی، ابوشکور بلخی، دقیقی بلخی رابعۀ بلخی، آدم الشعرا رودکی سمرقندی و دیگران در عصر سامانیان تاجیک تبار بلخی و فردوسی خراسانی در عهد غزنویان، ما شاهد شگوفایی شعر دری با درونمایه و روح ملی و حماسی استیم و یکی از خدمات بزرگ شعر را مخصوصاً در قوالب حماسی آن که توسط دقیقی بلخی، فردوسی خراسانی و اسدی سروده شده، در احیا و شگوفانی زبان پارسی دری وحفظ  هویت و کیان ملی مردمان بومی فلات بزرگ آریانا درمی یابیم.

البته شعر پارسی دری در دوره های متأخرتر تحت تأثیر کنشگران ( عوامل) گوناگون بیشتر به عاشقانه سرایی، عرفان و تصوف، و پند و اندرز گرایید که پرداختن بدان خود گفتمان دیگریست....

شعر را پیشینیان ادب دری به الهام از سرچشمه های اندیشه و ادب دنیای کهن، "کلامی موزون، مقفا و مخیل" معرفی کرده اند و بعد "اندیشه نیرومند" را نیز بر آن افزوده اند که در حقیقت دو آخشیج وزن و قافیه، نمایانگر شکل وپدیدۀ شعر، و دو آخشیج دیگر (خیال و اندیشه) درونمایه و سرشت آن را می سازند و برخی هم شعر را "گرهگاه اندیشه و پندار" گفته اند. فرخی سیستانی شاعر بزرگ زبان دری، حدود هزار سال پیش در چکامۀ معروفی که به دربار شاه تاجیکتبار جغانی ماوراءالنهر  تقدیم داشته بود در همان بیت اول از شعر تعریف جالبی داده است:

با کاروان حله برفتم ز سیستان

 با حلۀ تنیده ز دل بافته ز جان

آری شعر حله یی است که با تارهای دل و جان انسان، تنیده و بافته میشود و طبیعتاً در آن شکل و محتوا درهمتنیده‏گی، همبافته گی و هماهنگی با هم والاترین صنعت خرد و خیال بشر را به دید و شنید می آورند.

افزون بر صور دل انگیز خیال و اندیشه های نغز و پر مغز، آنچه در ماندگاری و پایایی اشعار شاعران دری موثر بوده است رعایت ساختار منظوم آن به ویژه آخشیجهای وزن، قافیه و آهنگ است.

شعرنو، یا شعر سپید در زبان دری در روزگاران پسین با ترجمه های منثور شعر از زبانهای دیگر آغاز شد و احتمالاً دو عامل داشت یکی سوء تفاهم: جوانان دری زبان شیفتۀ شعر گمان بردند که شعر اروپایی که به نثر دری ترجمه شده در زبان اصلی نیز بدین گونه اند البته این گمان اندکی هم درست بوده اما شعر در تمامی زبانها اساساً موزون و مقفا بوده و بهتر است شعر فاقد وزن و قافیه را نثر شاعرانه نامید....

دو دیگر: سهل انگاری و شاید ناتوانی در سرایش شعر منظوم بود که عده یی به – به اصطلاح – شعرسپید روی آوردند. تازه در این زمینه کسانی گوی کامیابی را از میدان ربوده اند که در سرایش شعر حقیقی و منظوم نیز آگاهی، تجربه تبحر و توان کافی کسب نموده و از آزمون بدر شده اند. شاعر بزرگ و اندیشه ورزی گفته است:

نظم اگر سوزی ندارد حکمت است

شعر گردد چون که سوز از دل گرفت


نوشته شده توسط:گروه نویسندگان و در ساعت:11:3 AM

کاسب کویته یی با کلاه گذاشتن بر سر حکومت افغانستان مالک صد هاهزار دالر شد.(حسیب احمد حاجتی)

  • تاریخ : سه شنبه 1389/10/28
  • موضوع : سیاسی و اجتماعی

اخیراً دست اندر کاران حکومت افغانستان ظاهراً برای دست یابی بر صلح پایدار در این کشور طرحهای جدی برای مذاکراه با طالبان را ریخته اند که بدون تردید برای همه هم میهنان ما موضوع کاملاً امیدوار کننده است اما چه مذاکره ی  و با کی؟ 

درست همه ملت ما در جریان قرار دارند که حکومت مرکزی شان برای مذاکره با طالبان و همه مخالفان مسلح دولت اسلامی افغانستان با جریانات مختلف سیاسی داخلی و بیرونی مفاهمات و تماس های علنی و مخفی داشته اند تا از دید کوتاه و نزدیک بین خویش برای صلح پایدار آماده گی های لازم داشته باشند اما متاسفانه که این طرح استقبال چندان جدی از سوی متحدان و همسایه گان افغانستان نشده است هرچند ظاهراً چنین مسئلۀ نیست اما حکومت افغانستان حتی با کاسبان محلی کویته پاکستان نیز تماس های صلح جویانه ی داشته است. 

جالب نیست، زیرا پاکستان آنقدر در داخل حکومت افغانستان رخنه کرده است که حتی ارگان های استخباراتی  افغانی و متحدان خارجی اش نتوانسته اند بدانند که با کی طرف اند. آیا اشخاص که برای مذاکره از جانب مخالفان میایند بر حق از بین آنها برخاسته است یا اینکه مثلی ملا منصور تقلبی از بازار های پر جمع و جوش کویته؟ شاید برای هر خواننده که عمیقاً در جریان این مذاکرات قرار ندارند مشکل باشد که قبول کند حکومتشان ضعیف است و قوه استخباراتی شان تنها نام دارد و عمل نه اما باید باور داشت که از چنین حقایق تلخ که روزگار ما را رقم میزند در افغانستان کم نیست.


نوشته شده توسط:گروه نویسندگان و در ساعت:11:1 AM

ازبلخ تابه بلخ (بشیر شیوا)

  • تاریخ : سه شنبه 1389/10/28
  • موضوع : سیاسی و اجتماعی

بلخ شهر مقدس وارزش مند که دربیست کیلو متریی مزار شریف واقع شده است . درحقیقت روزگاری مادرتمدن ها ، فرهنگ ها ودانش ها درآریانای کبیربوده ودر هر برحۀ زمانی نام ده ها اندیشمند و شاعرونویسنده نام آوری را سبت اوراق صفحات تاریخ نموده است . به قول مورخین: در این سرزمین پرشور قصه های شورانگیز و داستانهای تأثیر آمیزاست که همۀ آنها باید سرزبان های مردم مدنی بیافتند تا بدانند که بلخ چه داشت و چه نداشت. مردم بلخ پیش از آشوب و فتنۀ تاتاریان هرچیز داشتند، دربارۀ بلخ تذکره نویسان می نویسند که دربلخ 360گذرآباد، 14000حافظ قرآن 250خانقا430مدرسه 360کاروانسرای 1000حوض 12000مسجد جامع و50000عابد، ساجد وفاضل کامل وجود داشتند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط:گروه نویسندگان و در ساعت:10:58 AM

فابریکات کود برق بازسازی میگردد.

  • تاریخ : سه شنبه 1389/10/28
  • موضوع : خبری

سفارت امریکا در افغانستان در نظر دارد فابریکات کود برق مزارشریف را به هزینه 158 ملیون دالر امریکایی از کمک های بدون بازپرداخت خویش آماده بهره برداری مجدد قرار دهد.

کارستون کولمن مشاور بخش زراعت سفارت امریکا در افغانستان ضمن باز دید از فابریکات کود برق مزارشریف به رسانه ها گفت سفارت امریکا در افغانستان متحد است که فابریکات کود و برق مزارشریف را در مراحل مختلف که حدود دو سال شش ماه را در بر خواهد گرفت بازسازی نماید.

وی هدف باز دید خود از فابریکات کود و برق را کمک بر دهاقین کشور و خود کفایی افغانستان از طریق زراعت عنوان کرد و افزود: امریکا میخواهد با بازسازی زیر بناء های اقتصادی افغانستان زمینه خوب کاری برای مردم افغانستان و تولیدات کود های شیمایی و برق را در سطح ولایات شمال افغانستان افزایش دهد.

به نقل از بخش خبری تلویزیون نور انجینیر پیوند رئیس فابریکات کود برق مزارشریف گفته است که از شش ماه بدین سو ایالات متحده امریکا توجه جدی بر این فابریکات داشته و بازسازی آن میتواند سطح تولیدات کود شیمیایی را تا 105000 تن در سال بالا ببرد که در اینصورت افغانستان نیاز

بر وارد کردن کود های زراعتــی از ســایر کشور ها را ندارد و تولیدات برق آن به 46 میگاوات در ساعت خواهد رسید که 11 میگاوات آن ضروریات خود فابریکات کود و برق را مرفوع خواهد ساخت و باقی مانده برای ساکنان ولایت بلخ توزیع خواهد شد.

رئیس فابریکات کود و برق مزارشریف همچنان گفته است که برای بازسازی بخش های مختلف این فابریکات بر 173 ملیون دالر امریکایی نیاز است که 158 ملیون آن در سه مرحله از سوی کشور امریکا پرداخت میگردد و 15 ملیون دالر باقی مانده از بودجه دولت افغانستان پرداخته خواهد شد.

گفتنیست که ایجاد دو ذخیره گازی در ولایت جوزجان و فابریکات کود و برق و ساخت پاپ لاین گازی از شهر شبرغان الی کود و برق به طول 85 کیلو متر جزی از برنامه های بازسازی فابریکات کود و برق خواهد بود.

قابل ذکر است که فابریکات کود و برق مزارشریف از پنج سال بدینسو در حالت بدی تولیدی قرار دارد که حتی تولید برق آن ضروریات خود فابریکات را نمیتواند مرفوع سازد و کود های تولید شده در این فابریکات به نسبت واردات کود های خارجی انبار گردیده است.

 

 


نوشته شده توسط:گروه نویسندگان و در ساعت:10:54 AM

روشنفکر کیست؟ (خالد قریشی محصل دانشگاه بلخ)

  • تاریخ : سه شنبه 1389/10/28
  • موضوع : معلوماتی

روشنفکر واژه ایست که معمولا دربرابر ارتجاع نا محدود سنت گرایی بکارمیرود . روشنفکرحقیقت طلب ,منتقد و نسبت به وضع وناهنجارهای موجود درجامعه احساس مسولیت نماید لذا همه تلاش های خودرا برای بهبود وضع جامعه بکارببرد.

متاسفانه درجوامع ما واژه روشنفکر همانند واژه دیگربمعنی واقعی آن بکاربرده نمی شود. که همواره کلمه روشنفکر بمعنی انتلکتیول بکارمیرود انتلکتیول ازریشه ) انتلژانس(معنی هوش مغز وعقل است میباشد ، یعنی گروهی از اشخاصیکه مشغول کارهای ذهنی هستند.

و انتلکتیول انسان های اند که کارهای ذهنی انجام میدهند برخلاف اشخاصیکه مشغول کارهای بدنی یا فزیکی اند فلهذا حسابدار,منشی , وکیل مدافع  ,دانشجویان ...)ازجمله انتلکتیول هستند.

درحالیکه واژه روشنفکرازکلراویان فرانسوی به معنی روشن بین آمده است وهمچنان روشنفکر اکثراً مترادف به خردورزی,عقل گرایی ودانشمندان بکارمیرود ودرین کاربردچنین استنباط می گردد که روشنفکراشخاصی راگویند که عقل وخرد خود را مبنی قرارداده وبرای رسیدن به هدف کارمیبرند ،اما چنین کاربرد کاملا مصداق نیست البته ممکن است که کسی دانشمند بوده باشد وهم روشنفکر و یاهم شخصی را که دانشمند بوده باشد اما روشنفکرنباشد.

بناءً درین بحث چنین نتیجه میگیریم که: روشنفکر شخصی را گویند که نسبت به وضع انسانی خودش ,زمان ومکان  تاریخی که درآن است خود آگاهی داشته ونسبت به وضع جامعه احساس مسوولیت نماید وهمچنان ازبطن جامعه پرورش یافته ومحصول آن جامعه باشد وعقل ودانش خویش را به منافع عمومی صرف نماید. پس بهتر خواهد بود که حالا  از جامعه خود حرفی داشته باشیم  که آیا واژه روشنفکر مانند واژه های دیگر کاپی شده است ؟

ویا با آگاهی کامل در جامعه ما کاربرد دارد؟ پاسخ این پرسش این است که  واژه روشنفکر مانند واژه دموکراسی، جامعه مدنی، حقوق بشر وامثال دیگر کاپی می باشد. بهتر است روی تاریخ  این واژه نظر بی اندازیم که مربوط به کدام زمان میشود و چرا این این واژه بوجود آمد؟ از دید تاریخی این واژه مربوط میشود به قرون وسطی در آن قرون همه قدرت اعم از امورات دینی وهم امورات سیاسی در دست پاپ هایی کلیسای کاتولیک بودند هیچکس بدون اجازه  آنهاعبادت ویا فعالیت سیاسی را انجام داده نمیتوانست وهم چنان افراد را نمی گذاشت به جز از مدرسه کاتولیک در مکان های دیگر مشغول درس باشند و همین با عث شد گروهی دیگری بنام پروتستانت (اعتراض کننده گان ) بوجود آمد و به جز از مدرسه مراکز آموزشی دیگری برای آگاهی افراد  ایجاد کردند. که جامعه آنروز آنها را روشنفکر خواند در روزگار آنروز جامعه بدو کتگوری تقسیم گردید یکی روحانیون ودیگری از اشخاص که فعالیت های ذهنی را انجام میدادند. روی همرفته جامعه آنروز چنین چیزی را ایجاب می کرد. اما روشنفکر در اصل مفهوم قرون وسطی نیست بلکه روشنفکر کسی است که از شرایط داخلی وخارجی جامعه اش آگاهی داشته باشد وبداند که مسیر جامعه اش کدام راه را می پیماید. واستعمار ،استحمار واستثماری خارجی ها دستش به چی اندازه در محیطش می چسپد ازاین مساییل جامعه  خود را باید بداند و همچنان روشنفکر مسوولیت دارد که از این مسایل که در بالا تذکر رفت جامعه اش را آگاهی داده ونگذارد که استعمار ارزش های جامعه اورا آهسته، آهسته  ازبین ببرد.
نوشته شده توسط:گروه نویسندگان و در ساعت:10:52 AM

میدان ازما، اما بازیگران...؟ (احمد شبیر نایل احمدی)

  • تاریخ : سه شنبه 1389/10/28
  • موضوع : سیاسی و اجتماعی
انسان از آوانیکه نخستین لغزشش را انجام  داد برای جبران کردن آن از شهر خدا  به  شهرخاکی  فرستاده شد و زندگی خود را آغاز کرد، و آهسته آهسته خانواده ها وجامعه ها  تشکیل گردید وبا تشکیل جامعه  بنا به نیازمندی  انسانها مشکلات وبحرانهای  در جامعه  عرض اندام کرد. وانسان ها احساس کردند تا از بحران و چالشها جامعه را نجات داده و راه فلاح  و رستگاری را به  جامعه  در یک چهار چوب  مشخص  که همانا  قانون و اصولی امروزی  که رسم  و رواج در گذشته نامیده میشد  قرار دادند. در این مرحله مسوولیت ها  تقسیم گردید، گروهی وظیفه  تولید وگروهی  دیگری مسولیت  حفظ استقلال ودفاع  ازجامعه را بدوش گرفتند که  آیین شهریاری و سیاستمداری بوجود آمد. این طبقه بندی هم  نتوانست  توقعات  توده ها را برآورده بسازد. بلکه عوض خدمت گذارخود را آمر و سالار جامعه می شمردند، وهمین مقام ومنصب گراف حس تجمل خواهی، قدرت خواهی  و زراندوزی  سردمداران جامعه را  بالابرد که  دست تجاوز بردیگر جامعه ها می زدند در نهایت، این فرهنگ  حکمرانان گذشته   در طول  تاریخ  بوده   تا  رفته  رفته  انسانهای  در جامعه  بروز  کرد  که  مسیر این نوع  زندگی را گاه  گاهی  تغیر می دادند . روی همرفته با بلندرفتن  اندیشه انسانی و ازدیاد دولتها حدود جغرافیا و قلمرو هر دولت  و کشور  جدا گردید و حرف از سیاست  داخلی  و خارجی دولتها بوجود آمد که در جهان امروز هر دولت در سیاست
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:گروه نویسندگان و در ساعت:10:50 AM

کار باید به اهل کار سپرده شود!

  • تاریخ : سه شنبه 1389/10/28
  • موضوع : معلوماتی

در پی تغییرات و اصلاحات گسترده در وزارت داخله‌ی کشور، اینک نتایج آنها را می‌توان در تحولات چشمگیر و خیره کننده‌ی شمال کشور به تماشا نشست.

ولایات شمالی کشور که از مدتی به این‌سو به محل مورد توجه گروه‌های شورشی و تندرو تبدیل شده بود و بیم آن می‌رفت که شمال کشور هم به سرنوشت جنوب و شرق دچار شود، با ابتکار عمل و تحرکات سنجیده شده‌ی نظامی رهبری، این مناطق دوباره به ساحات امن کشور پیوست و این امیدواری را در دل بسیاری‌ها شکوفا کرد که اگر دلسوزی و خلاقیت نظامی، یک رهبر مردمی را همکاری کند، بدون شک نتایج آن قابل تمجید و تحسین برانگیز خواهد بود.

به تازگی در پی یک رشته عملیات در بخش‌های عمده‌یی از ولایات کندز، بغلان، تخار، سرپل و فاریاب ده‌ها شورشی از میدان مبارزه و جنگ بیرون شدند.

جنرال داوود داوود فرمانده پولیس شمال می‌گوید عملیات شمال باعث شده است که “فعالیت‌های خرابکارانه” شورشیان در شمال به شدت کاهش یابد.

آقای داوود که به دنبال این دستاوردهای نظامی با خبرنگاران صحبت می‌کرد، افزود: درجریان این عملیات ـ که از چند هفته پیش آغاز شده است ـ بیش از 100 فرمانده طالبان در شمال کشور به دولت پیوسته و شماری دیگر از فرماندهان طالبان کشته شده اند.

به گفته‌ی او، پنجاه تن از فرماندهان بازگشته از شورشیان در ولایت کندز، و بقیه در ولایت‌های مختلف شمال افغانستان از گروه طالبان جدا شده و به دولت پیوسته اند. جنرال داوود همچنین در این نشست خبری تأکید کرد که برای تحکیم امنیت مناطقی که از کنترل طالبان خارج شده است، برنامه‌هایی ـ از جمله استقرار نیروی امنیتی و بازسازی این مناطق ـ روی دست گرفته شده است. در


ادامه مطلب
نوشته شده توسط:گروه نویسندگان و در ساعت:10:35 AM

جوانان امروز رهبران فردا (رهنور ظاهر)

  • تاریخ : سه شنبه 1389/10/28
  • موضوع : سیاسی و اجتماعی

جوانان نیروی توانا و قشرعظیمی هرجامعه ویا کشور ها را تشکیل میدهندکه بدون شک آینده سازان، سازندگان تاریخ جامعه، کشور و مدنیت ها میباشند.

آری! واژه جــوانــان درکشور ما جایگاه بسا تشریفاتی را به خود گرفته است. زیرا هر زمانیکه صحبت ازجوانان میشود، این قشر با جمله های بسیار زیبا و متعارف، چون ستون فقرات، وارثین حقیقی فردای جامعه و.... مخاطب قرار داده میشوند، ازاین گفته ها که اکثراً در محافل رسمی یاد میشود چنین به نظر میرسدکه دولت کاملاً مواظب حال جوانان بوده و در قسمت پیشرفت این قشرتمام زمینه ها را مهیا نموده است و اگر کدام جوان با کوچک ترین مشکل در هر مورد برمیخورد نهاد های مسئوول فوراً به حل آن پرداخته  و رفع مشکل مینمایند. اما متاسفانه این سخنان تنها از پشت تربیون ها درچنین محافل شنیده میشود وبس. هیچگاهی تلاشهای برای بهبودی وضع زندگی جوانان صورت نگرفته و اگر کارهای هم صورت گرفته خیلی ها اندک و از روی تصادف بوده که نمیتوان به آن بسنده و اتکا کرد.

بیش از شصت درصد نفوس افغانستان را جوانان تشکیل میدهند. و بزرگترین ضرر و قربانی را در همه عرصه ها  جوانان به دوش دارند.

هرکشوری که به اوج آرامی، ترقی و بالندگی میرسد بیشک توجه جدی به قشر جوان خود مینماید. کشور ما در گذشته بیشترین ضربه را از ناحیه قشر جوان که بیسواد، عقدۀ و دور از مکتب، مدرسه و دانشگاه رشد کرده بودند متقبل شده است. اما نکته قابل عطف اینجاست، که درطی ده سال گذشته که ما دولت به اصطلاح قانونی ومنتخب داریم برای این قشر چه کار های انجام داده اند آیا با حضور جامعه جهانی و سرازیر شدن ملیاردها دالر تغیرات چشم گیری جهت ارتقای سطح علمی، کاریابی، ودیگر ضروریات ونیازمندی های جوانان رونماگردیده است؟ پاسخ معلوم ا ست که نه!  زیرا دیده میشود که همه روزه تعداد بیکاران دربین جوانان بیشترشده وفقر دامن گیر خانوادهاگردیده وبه همین سبب اکثر جوانان باترک درس وتعلیم به کشورهای دیگر خصوصاً کشورهای همسایه بخاطر پیدا کردن لقمۀ نانی پناه میبرند، صفوف مخالفان دولت توسط همین جوانان ناراضی تقویه میشوند. پس این همه یک موضوع را به وضاحت بیان می کند که تغیرات قابل ملاحظۀ در زنده گی جوانان رونما نگردیده بلکه همه روزه برمشکلات شان افزوده میشود.

 قابل یاد آوریست که با وجود این همه دشواری ها و مشکلات، سعی وتلاش جوانان در همه امورات جامعه تاثیرگذار و بخوبی محسوس است. سهم وحضور جوانان درعرصه های مختلف جامعه خیلی ها ارزنده بوده و به ویژه فعالیت های فرهنگی جوانان قابل تقدیر و ستایش است.  درعرصۀ سیاسی علاقمندی جوانان قابل بحث است، به طور نمونه درپروسه انتخابات پارلمانی سال جاری درکشور شایقین انتخابات وکسانیکه بیشتر دراین پروسه سهم ارزنده داشتند جوانان بودند، زیرا اکثر کارمندان ستاد های انتخاباتی نامزدان، جوانان بودند که باشوق واشتیاق خاص درجریان مبارزات انتخاباتی برای کاندیدان مورد نظرشان فعالیت وتلاش نمودند ولی اکنون دیده شود که نامزدان محترمی که براساس سعی وتلاش جوانان به شورای ملی کشور راه یافته اند، با چه برنامه های منبی بر رشد وارتقای سطح علمی جوانان کار و فعالیت های سیاسی شانرا در شورای ملی آغاز وبا وعده های که درجریان مبارزات انتخاباتی شان به مردم وجوانان داده بودند، وفا و به آنها جنبه عملی خواهند داد.

آری! همیشه هر قلم به دستی وقتی میخواهد راجع به جوانان بنویسد همانطور که من گفته آمدم از مشکلات و بن بست ها و نیازمندی های که فرا راه جوانان قرار دارد مینویسد. اما مهمترین نیاز یک جوان خصوصاً جوان افغان چیست؟ مهمترین نیاز یک جوان هویت و هدف آن میباشد. یک جوان باید بداند کیست بخاطر چی به دنیا آمده و برای چی باید تلاش کند؟.

درست است که جوانان امروز ما در شرایط بدی جنگی بزرگ شده اند و از بسا سهلت ها محروم بوده اند اما درقسمت شخصیت خود ومسئوولیت خود نسبت به جامعه وکشورشان توجه نموده با دور اندیشی، نوع دوستی عقلانیت و خردمندی لازم مسئوولیت خود را در جامعه به شکل مثبت شایسته و ماندگار به ثمر برسانند. تا از یک طرف مسئوولیت ودین خود را ادا نموده واز طرف دیگر در جامعه جایگاه خاص اجتماعی خود را پیدا نمایند. مسئوولیت عمده و حیاتی یک جوان نسبت به خود وکشورش همانا ادامه مکتب، دانشگاه و درکل تعلیم وتعلم است که باید با تلاش خستگی ناپذیر  پی گیری نماید. زیرا آینده سعادتمند یک
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:گروه نویسندگان و در ساعت:10:32 AM
مطالب جديدتر |