این دومفهوم متضاد که دربارۀ عیاران اشاره شد  بعد درتمام کتاب ها وفرهنگ ها انعکاس یافته وچهرۀ آنها را به گونه های مختلفی نمایان ساخته است که از آن جمله درفرهنگ انندراج آمده است که عیار به تشدید"یا" دراصل به معنای شخص می باشد که درجنگ باخود سلاح وجامۀ به خصوص داشته باشد وکارهای مخفی انجام داده بتواند ومجازاً به معنی ذوفنون و استاد کار بوده ونیز به معنی اسپ به نشاط وشیر درنده ومردم بیباک وشبرو را گویند.

علی اکبردهخدا معتقد است که عیار به کسی گویند که بسیار آمد وشد کند ونیزمرد ذکی وبه هرسو رونده از نشاط، بسیار گشت وتیز خاطر را هم گفته اند.

غیراز معانی یی که ذکر شد معانی وتعبیر های مختلف ومتضاد دیگری نیز برای واژۀ عیار آمده است که از آن جمله میتوان به اینها اشاره کرد:

عیار به معنی مردبسیار حرکت، مرد گریزنده، مردبسیارطواف، باحیله، مردی که نفس وخواهش خودرا رهاکند، چالاک، سریع السیر، همه جایی، فردفریبنده، جاسوس، رند، تیزفهم باهوش وتیز، عیار یکی ازنامهای شیر نیزمیباشد وبه شجاعت اطلاق میشود.

ازمطالعۀ داستانها وحکایتهایی که دربارۀ عیاران نوشته شده است چنین برمی آید که این گروه ازمردم درکشور ها ومنطقه های مختلف به نامهای گوناگون یاد می شدند که شرح آن از حوصله این مقاله بیرون است.

درخراسان زمین رشتۀ عیاران تازمان ساسانیان ویاشاید بیشتر ازآن می رسد که بعد ازسدۀ دوم هجری به تدریج باتصوف اسلامی آمیخته شده وبه گونۀ فتوت در آمد.

درعصر اموی هامعنی ومفهوم فتوت گسترده ترشد وبرعلاوۀ شجاعت، صفت مردانگی ومروت را نیزشامل شد وهمین امرعلت شدتادربارۀ فتوت تعریف های گوناگونی صورت بگیرد که مادراین جا تنها ترجمۀ این کلمه یاواژه را یاد آوری می کنیم. فتوت به معنی شمایلی مانندشرف، شجاعت، سخا و وفا به وعده ودستگیری ازناتوان وفریاد رسی ازمظلومان وعفو و تواضع ومتانت ونیرو بردباری است. پس چنین نتیجه گرفته می شود که شکستن بت نفس وایثار وجانبازی اساس کار این گروه ازمردم بوده وبعدها به مفاهیم ومعناهای دیگری نیزاطلاق گردیده است. چون بحث ما در زمینۀ عیاران است بناءً آنچه را که به یک عیار ضروری وحتمی دانسته اند برشمرده وصفات برازنده این گروه ازمردم را روش میسازیم.

"برعیار است تاآنچه میگوید انجام دهد چون اصل جوانمردی همان است، امانت راخیانت نکند، صبر وشکیبایی داشته باشد، نمک حرام نباشد، اگر دشمنش از سفره اش نان بخورد ازآن به بعد باهم دوست و همکار شوند، باکسی نیکویی کند مزدنگیرد، مشکل اشخاص بیچاره و تهیدست وناتوان را برآورده سازد واگرچه به خطر ودشواری نیز روبرگردد نه هراسد وازهیچ کوشش دریغ نورزد، راستکار باشد، به دوستی خود وفادار باشد، پاکدامن باشد، مهمان نواز وحق شناس باشد، عیب های کسی را فاش نسازد، وقتی گناهی رامرتکب میشود وپس ازآن شخصی بی گناهی به آن متهم میشود عیارمجبوراست خودرا به خطرافگنده مسئوولیت آن عمل را به دوش بگیرد، تکیه گاه عیارخدا ومردم است، کشتی گیری بلدباشد به استاد یا به کسی که درعیاری نسبت به اوآشناتراست احترام بگذارد، سوگندعیاران بیشتربه نان ونمک بود ، اگرچه کارعیارجنگ نیست اما آن عده که بنام فدایی یاد می شوند تایک تن از ایشان به جای باشد ازمیدان جنگ بیرون نروند، رازدارباشد، راه و رسم پادشاهی وفرمانروایی را خوب بداند، به زبانها ولهجه های گوناگون ومختلف آشناباشد، تجارت وبازرگانی بلدباشد، عیارنباید اشخاص را که آزمایش وامتحان نکرده برآنان اطمینان واعتماد داشته باشد،

کار را به اهل کار بسپارد، دارای کسب وپیشه باشد، حکومت های استبدادی وظالم را نپذیرفته و درمقابل آن مبارزه کند، عیار باید اسپ سواری بداند دویدن پیاده، استعمال سلاح های گوناگون ، پهلوانی، تیراندازی، تحمل به ضربه وشکنجه نیزبلدباشد.

در سرزمین پرافتخار ما مبارزه علیه ظلم وستم به گونه های مختلفی صورت گرفته است که از آنجمله یکی هم نهضت وجنبش عیاران وجوانمردان بوده است این گروه به خاطر برآورده شدن خواستها وآرمانهای اکثریت مردم مبارزات طولانی را انجام داده اند و همیشه ازتهیدستان، توده های زحمتکش پشتبانی کرده وبه مقابل جباران وستمگران قدعلم کردند و دارای چنان نظام بودند که ستمگران باهمه قدرت وتوانایی خود سرتسلیم به مقابل این جوانمردان یاعیاران خم میکردند.

عیاران یاجوانمردان برای اینکه جنبش خود را زودتر وسودمند تر به نتیجه برسانند همیشه کوشیده اند تا از یک طرف موردحمایت وپشتبانی عامۀ مردم قرار بگیرند واز طرف دیگر دارای چنان ویژه گی هایی باشند که بتوانند رهبری وراهنمایی جامعه را به دوش گرفته ودست ظالمان وخونخواران را ازمردم بیچاره ومظلوم کوتاه بسازند.

دولت های مرتجع وستمگر همیشه تلاش ورزیده اند تااین گروه مردم مردمدار را در اذهان توده های وسیع وزحمتکش بکوبند، از اینروست که گاهگاهی ما درفرهنگ ها درمقابل معنای واژۀ عیار کلمه هایی مانند: دزد، طرار، وراهذن را می یابیم اما حقیقت امراینست که عیار وجوانمرد به کسانی اطلاق میشود که هم ازنگاه داشتن اندیشه های پاک وروشن وهم ازنگاه کارکرد وعمل خود به سرحدکمال رسیده باشد وهمیشه به خاطر نفع اجتماع تمام خواستها وآرزوهای شخصی خویش را  زیرپاگذاشته وبه طرفداری ازمردم زحمتکش با ستیزه گران بستیزد، با بدکاران سازش نکند ونیزبکوشد تاآنچه که جامعه ومردمش از وی تقاضادارند به آن عمل کند و به خاطر نفع عمومی زیربارهیچ کس حتی دوست وخویشان خود نرود.

درمجموع باهمین صفات برجستۀ شان بود که مورد حمایت واحترام عامۀ مردم قرار می گرفتند ونتیجۀ این همه ایثار وفداکاری ایشان آن شدکه درجریان تاریخ همیشه تهیدستان وبینوایان باعیاران یار ومددگار بودند وسردمداران مستبد واغنیایی سود جو باایشان دشمن، کاکه ها وجوانان که نیز دنبالۀ همان عیاران سابق هستند، درافغانستان معاصر دارای دم و دستگایی  بودند، از خودتشکیلات  و ویژه گیهای خاصی داشتند،ودرنهضت ها و جنبش های ملی  ومردمی  مستقیماً شرکت  می کردند،  چنانکه تاثیرکاکه های  کابل را  درجنگ های افغان  انگلیس  به خوبی مشاهده  کرده می توانیم اما درگذشته های کشور ما  دولت های  نامردمی  این روش را پیش گرفتند که مشتی راهزن، دزد واوباش را زر میدادند تاآنها داخل صنف جوانمردان وعیاران حقیقی شده ودست به اعمال شوم وخرابکارانه بزنند، تاباشد که مردم ستمدیده ورنجور ازجوانان روی گردان شده وازاندیشه پاک وتابناک آنهاحمایت وپشتبانی نکنند؛ چنانچه ما در سده چهارم هجری به این گونه وقایع وحوادث برمی خوریم که دال براین ادعای ماست وهمین امرموجب شد که سرانجام جوانمردان وعیاران مجبور شدند تااجتماعات وجلسه های خود را پنهان انجام دهند و دراین دوران صوفیان که درزمان گذشته باعیاران همکار وصمیمی بودند باناجوانمردان قطع رابطه کرده واز پیوندخود باآنان عار داشتند وتااندازه یی که کوشش نمودند تاچهرۀ جوانمردان واقعی از ناجوانمردان شناخته شود که به اثرکوشش آنها وجوانمردان واقعی ، ناجوانمردان به شکست روبروشدند.