اعلامیه

 

اعلامیه دست اندرکاران هفته نامه عیاران بلخ در رابطه به تیزاب پاشی به صورت رزاق مامون نویسنده افغان

با تاسف خبرتکان دهندۀ تیزاب پاشی به صورت آقای رزاق مامون نویسندۀ توانا، ژورنالیست شجاع و صریح سخن کشور همه اهل قلم را اندوهگین نمود.

دست اندرکاران هفته نامه عیاران بلخ این حملۀ تروریستی وبزدلانه برجان رزاق مامون نویسنده کشور را عمل ناجوانمردانه خوانده جداً تقبیح ومحکوم می نمایند و چنین حرکات در برابر اشخاص دارای آواز وقلم را تهدیدی آشکار علیه آزادی بیان وآزاد اندیشان می دانند.

رزاق مامون ضمن آنکه افشاگربسیاری از توطئه ها و دسایس دشمنان مردم افغانستان می باشد زبان صریح وموضع گیری های جدی در برابر حوادث وتحولات سیاسی افغانستان وبازیگران سیاسی دارد که همیشه افکار بسیاری از آنها را پریشان کرده است. ازهمین رو حضور او و هرآزاد اندیش دیگر برچشم دشمنان مردم افغانستان چون خار سنگینی می کند.

از رزاق مامون میتوان به عنوان یکی از پرجنجالترین خبرنگاران ونویسندگان یاد کرد که گاهی اسناد ومعلومات سیاسی را ازمنابع مختلف منتشر می کند و زلزله یی را در عرصۀ سیاست افغانستان ایجاد می کند.

رزاق مامون 47 ساله، متولد کابل و اصلاً از پجشیر می باشد. او در 16سالگی به دلیل عضویت درحزب گلبیدین حکمتیار به زندان رفت و در سال 66از زندان رها شد. رزاق مامون به گفته خودش پس از آزادی از زندان فعالیت سیاسی نداشته است.

مامون فعالیت مطبوعاتی را در دوران عکسری  در اواخر حکومت داکتر نجیب الله شروع کرد و درهمان دوره توانست  مسئوولیت کانون نویسندگان جوان را به عهده بگیرد. مامون نخستین مدیر مسئوول هفته نامه کابل پس از سقوط رژیم کمونیستی بود در زمان طالبان به پاکستان رفت و به نام مستعار احمد ارمان با بی بی سی همکاری کرد پس از سقوط طالبان به کابل برگشت و چهار سال با  رادیو آزادی کار کرد.

رزاق مامون با داستانها وکتاب های جنجال برانگیزش شناخته میشود. او همان گونه که درباره اسرار مرک داکتر نجیب الله، عبدالخالق و احمد ظاهر نوشته است در مورد احمد شاه مسعود نیز قلم میزند اما در تمام نوشته  های او دو ویژگی اصلی تاریخ نگری و کشف به چشم میخورد.

آقای مامون در آخرین اثر خود "رد پای فرعون" در رابطۀ ایران و ترور احمد شاه مسعد قهرمان ملی افغانستان می پردازد و نظریات بکر وشگفت انگیز را پیشکش می کند. که خود  وی  حمله بالای خود را با نوشته های این اثر ربط می دهد.

ترور و در نمونه جدید تیزاب پاشی به صورت اشخاص از اعمال وحشیانۀ دشمنان فرهنگ ومردم افغانستان می باشد که به خاطر از میان برداشتن رقیب از آن استفاده می کنند.

این بارهم با پاشیدن تیزاب برصورت رزاق مامون به قصد کور کردن او میخواستند چشم های نازک بین رزاق مامون را کور نمایند. که لطف خداوند(ج) او را نجات داد ولعنت ابدی را نصیب انجام دهندۀ این عمل نمود.

دست اندرکاران هفته نامه عیاران بلخ این عمل وحشیانه را یک بار دیگر به شدت محکوم نموده، صحت وشفاهی عاجل وکامل آقای مامون را از بارگاه خداوند بی نیاز تمنا دارند وآرزو می نمایند تا آقای مامون هرچه زود تر با صحت کامل وارد عرصه قلم وانداشه گردد.

همچنان دست اندکاران عیاران بلخ از دولت میخواهند برامنیت جان اهل قلم توجه جدی نموده وعاملان تیزاب پاشی بر صورت رزاق مامون را دستگیر و به پنجۀ قانون بسپارند.

شوری عالی صلح،راه ترکستان را می پیماید...       (نایل احمدی)

شوری عالی صلح،راه ترکستان را می پیماید...

ترسم نرسید به صلح ای اعرابییان !

این راه که شما میروید به هیچستان است

مدتی میشود که آقای رئیس جمهور استراتیژیهای نا مشخص و بی سرو پا را به فکر خود جا داده وعده ای از افرادی دیگری را که بجز چند فرد از آنان دیگر همه نه به صلح خوشبین هستند ونه صلح میخواهند؛ زیرا موقف آنها در جنگ و کشمکش بیشتر میشود و سودی مادی وسیاسی میبرند گرد خود جمع کرده و کوچ های مود روز را بدست آنان سپرده و همچنان وعدهء سفرهای خارجی را هم به آنان به نام رفتن به طرف صلح سپرده و از این قبیل وعده های دیگر حکومتی که ما نتیجه ای از آن را کم کم میدانیم. رویهمرفته من نمیدانم که آقای رئیس جمهور چی میخواهد از ملت و از این وطن بحران دیده و این مفکوره ای بی بنیاد را به جناب عالی کدام خان قبیله فاشیستش ارایه کرده که مخالفین از آن سود ببرد آخر صلح با کی؟ با آنانیکه مخالف دموکراسی هستند و آن غولهای که به نام قانون اساسی چیزی رانمی دانند و آن ریزه خورهای استبدادی وسطی که با نام آزادی و حقوق بشر حساسیت دارند و هر گاه از این واژه ها حرف زده شود مو های آنها تیز تیز میشود بلآخره با کی صلح ودر کجا صلح؟ آیا در پاکستان که دشمنی فطری با حکومت و مردم افغانستان دارند و هر روز هزار انتحاری را آی اس آی پاکستان به این ملت میفرستد تا این وطن لحظهء قرار نداشته باشد و به ترقی و تعالی نرسد وهمیشه پوقانه وجرنگانه ای مزدور سی آی ای را به وطن وارد نماید. یا... به نظر من آقای رئیس جمهور میخواهد که هم یک معامله گر خوب در سطح جهان باشد واز طرف دیگر از سایرحکومت های تحت الحمایه کرده نزد بادارهایش پیشی بگیرد و هم میخواهد که در تاریخ این وطن نامش به خط زرین ثبت تاریخ گردد و این آقا شاید فراموش کرده که حال این ملت در تاریکی شب نیستند؛ بلکه در سپیده دمی آگاهی و پیروزی هستند و همچنان این را هم از یاد برده که این ملت دیگر نمیگذارد مانند حکمرانان استبدادی دیگر هر آنطوریکه میلش بخواهد همان طور عمل نماید. و راستش این است که آقای رئیس جمهور در آزمون "دیانت ما عین سیاست ماست" نمره منفی صفر را میبرد وبر عکس در آزمون "فریب ونیرنگ ویک جنس و هزار چهره و در سیاست های شوم ماکیاولستی و قبیله ای" نمره صد در صدی را از آن خود میکند و هم به دیگران چلنج میدهد که من مرد این میدان هستم"دروغ" کی میخواهد مبارزه کند؟. یارا ! صد سلام به او... راستی که هیچکس نمیتواند با آن به میدان در آید و از هزار زبان سخن بگوید. این حرف همه ملت است و این یک واقعیت است که طالبان و القاعده و حزب اسلامی هیچگاهی و به هیچ صورتی نمی خواهند که صلح کند و هروز حملات ترورستی آنها زیاد تر میشود و تا هنوز کدام چراغ سبز را هم به آنانیکه به نام شورای صلح جمع اند نشان نداده بلکه من اطمنان دارم که اگر هر یک از آنها بدست القاعده یا حزب اسلامی وطالبان قرار گیرد سرشانرا بریده و به کف دستشان میدهد که هر گز بار دیگر این را از یاد نبرند که دوست کیست و دشمن در کجاست و این یگانه مسئله است که درمبازه اهمیت دارد یعنی شناخت واقعی از دوست و دشمن، واین ماجرا برمیگردد به ماجرای شهید حبیب الله خادم دین رسول الله و نادر خان که به قرآن تعهد کردند ولی به تعهد وفا نکردند بلکه بیرحمانه تعهد را شکستانند. اما اینبار قضیه روشنتر از آن است. خود می گویند که شما اسیر و اجیر وغلام هستید ما باشما صلح چی که حرف هم نداریم به جز از سر بریدن و انتحاری کردن، حال یکطرف این تزرع و بیچاره گی و جانب مقابل شمشیر برنده وعریان که سری میخواهد تا از بدن جدا کند. پس این صلح یک طرفه و غیرمنطقی است وبه نتیجه یی هم نمیرسد و سرمنزلش به کشور هیچی هیچستان منتهی میشود و نوش جان کسانیکه از آب تیره ماهی بدست آورند که آوردند.

 

پیام تبریکی سترجنرال عطامحمد نور والی بلخ به مناسبت نخستین همایش کارعملی شورای عالی جوانان ولایت بلخ

معین امور جوانان وزارت محترم اطلاعات و فرهنگ، رؤسای محترم ادارات دولتی، وکلای محترم مردم، جوانان گرامی، دوستان عزیز بین اللملی، مهمانان عالیقدر، حضار گرامی!

جای شادمانی است که امروز در ولایت باستانی بلخ، بازهم گام ارزشمند دیگری در راستای مشارکت هرچه گسترده تر جوانان در حیات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی میهن گذاشته میشود و با گشایش شورای عالی جوانان، این نسل پرتوان و دینامیک، حضور مؤثر خویش را در فرآیندهای سرنوشت ساز جاری در این بوم و بر، هرچه روشنتر به نمایش میگذراند.

بدون تردید هیچ ملت و جامعه یی در عدم مشارکت و حضور نیروهای سازندۀ جوانان قادر به پذیریش تحولات مثبت و سودمند، ترقی، تعالی و تکامل بوده نمیتواند. تاریخ کشور ما و همۀ ملل جهان نشان میدهد که بزرگترین تحولات و حرکتهای مترقی، اساساً به همت و بازوی جوانان به پیروزی رسیده و به بار و بر نشسته است. در تاریخ اسلام عزیز نیز ما میبینیم که پیامر اکرم(ص) تا چه اندازه به جوانان توجه دارند. سپردن امر مهمی چون فتح قلعۀ خیبر به مرد جوانی چون حضرت علی (ک) و یا واگذار کردن پرچم جهاد و سالاری سپاه اسلام به جوانی چون اسامه بن زید (رض) در آخرین روزهای حیات پر برکات شان مبین علاقه مندی و ارج پیشوای اسلام به جوانان و اعتماد به نیرو و ارادۀ آنان است. شاید همه داستان فاتح 17 سالۀ معرکۀ جهاد در شبه قاره یعنی محمد ابن قاسم را شنیده باشند. بنابر این جوانان هم از جهت تجارب جهانی و هم از لحاظ باورهای برین اسلامی، جایگاه مهم و تعیین کننده یی در پیشرفت اجتماعی دارند. در کشور ما نیز نقش جوانان در مبارزات آزادیخواهی و مترقی و در جهاد و مقاومت علیه تاریک اندیشان و تروریستان بین المللی برجسته بوده و امروز نیز تنها با شرکت فعال آنان ما توان دستیابی به صلح، ترقی، استقلال و رفاه را برای ملت مان خواهیم داشت.

آن چه بسیار مهم است این است که جوانان ما باید درک عمیق و درست از اوضاع زمان، جهان و جامعۀ خود داشته باشند، با اتکا به باورهای برین و متعالی دینی، اخلاق حمیدۀ اسلامی، خود را با سلاح علم و فن آوری عصری مجهز نموده و از آن استفادۀ معقول را بنمایند. بدبختانه عناصر اهریمنی و اغواگری هم استند که با سوء استفاده از بیسوادی و نا آگاهی، بخشی از جوانان ما را در سیرهای غلط ویرانگری، ترقی ستیزی و جهالت گرایی میکشانند. یقین دارم که شورای عالی جوانان در راستای مبارزه علیه جهالت، گسترش دانش، تحکیم صلح، توسعۀ فعالیتهای سازنده و مفید و جهاد علیه مواد مخدر و همه پدیده ها و مظاهر منفی اخلاقی، برنامه های سود بخش عملی را به منصۀ اجرا خواهد گذاشت، خاصتاً در امر تأمین نظم اجتماعی و تطبیق برنامه های انکشافی در روستاها، اثرمندی خویش را آشکار خواهد ساخت. با این امیدواری، گشایش شورای عالی جوانان را در بلخ بامی خجسته باد گفته، به سلسلۀ همکاریها و توجهات همیشه گی مقام ولایت بلخ به جوانان عزیز، مجدداً از بذل مساعی مقامهای دولتی این ولایت در موفقیت کار این شورا و بهسازی زمینه های زنده گی، آموزش و کار جوانان اطمینان میدهم.

ومن الله التوفیق

ستر جنرال عطا محمد نور

والی بلخ

رهبران باید بدانند؟ (نایل احمدی)

آنچه که پیرامون رهبران باید بدانند در ذهن همه افراد جامعه خطور میکند و به فکر این میشوند که رهبر ومدیر خوب کیست؟ وچطور میتوانند جامعه  را که در حالت بحران قرار دارد از چالش ها نجات دهد؟ ولی این پرسش را نه خودشا ن ونه آن افرادیکه در مسند مدیریت ورهبری هستند پاسخ داده نمیتواند .زیرا از مدیریت در جامعه ما هیچگاهی تعریف آنچنانیکه باید میشد نشده و این همه ریشه در عدم آگهی میباشد، وحال من می خواهم رهبری ومدیریت را از لحاظ اسلامی مورد پژوهش قرار دهم زیرا هویت ما هویت اسلامی است وما آنگاه به سر منزل مقصود می ریسیم که از اصل واساس دین آگاهی داشته باشیم .

پس پرشی پیش میآید که مدیریت و رهبری در اسلام چگونه است وکدام ویژه گی را یک شخص داشته باشد تا در مسند  رهبری قرار گیرد ؟

در نخست بهتر است ویژه گی یک مدیر را بدانیم که آن عبارت است از : 1_ بلوغ ( از لحاظ جسمی )    2_ عقل ( به رشد فکری رسیده باشد) 3_  ایمان ( به ارزش های اسلامی پابند باشد)     4_ تخصص ( در علم اداره و مدیریت آگاهی کامل داشته  باشد)     5_ بلاغت خوب 6_داشتن قدرت و توانی برای انجام رهبری   7 _ زمینه مناسب وآزادی لازم بر انجام  تکلیف

 رویهمرفته  به اساس ویژه گیهای فوق شخص باید مدیر ورهبر شود والی اگر نداشته باشد جامعه را به بحران و چالش می کشاند واین رسالت هر فرد است که نگذارند که افراد  نادان در جامعه دعوی سردمداری کند زیرا اهلیت فرمانروای را ندارند.

بعد از اینکه دانستیم چگونه باید رهبر ومدیر را  انتخاب کنیم وکدام مراحل را طی نمایم تا مقام ومنزلت رهبری را کسب نمایم بهتر است این را بدانیم که مفهوم مدیریت ورهبری در ترمینولوژی اسلامی ، حقوقی وسیاسی چیست ؟ در این واژه نامه ها مدیریت ورهبری چهار معنی دارد:

1_ مدیریت و رهبری امانت است: این به این مفهومی است که رهبری در ترمینولوژی اسلامی امانت است نه قلدری وبیبندوباری در جامعه واز مسند مدیریت طوری باید استفاده شود که خیانت  و سو استفاده صورت نگیرد طوریکه در آیه مبارکه حضرت پروردگار میفرماید،

ترجمه : همانا خداوند  "ج"  شما را فرمان میدهد که امانت را به صاحبش باز  گردانید.

2 _ مدیریت ورهبری تکلیف است نه حق : این را میدانیم حق به معنی  استفاده ، بهره وسود گرفتن از مقام ویا شیکه در نزد ماست و اما مکلفیت به معنی وجیبه و وظیفه ای است که مطابق اصول و قانون به فرد داده میشود و شخص نمیتواند که از آن به نفع خود بهره گیری نماید.

3 _ مدیریت ورهبری خدمت است نه حکومت  : مدیریت یک مسوولیت سنگین همراه به خدمت گسترده است ، مدیر باید مدیریت را به عنوان خدمت بخواهد نه به عنوان حکومت کردن بالای افراد ، هر مدیریکه پست مدیریت را به عنوان قلدری کردن بالای دیگران می خواهد مدیر موفق ودرست نیست و همچو مدیر از لحاظ اسلام مردود است و رهبر و مدیریت در  نظام اسلام مورد پذیرش است که مدیر یا رهبر برای مردم خدمتگذار باشد.

4 _ مدیریت و رهبری بیشتر هدایت است تا حکومت :تعداد از مدیران هستند که مدیریت را تنها و تنها یک وسیله ای تسلط داشتن بر افراد می خواند و هم چنان  قاطعیت را در مسند رهبریت ومدیریت جز بخاطر رسیدن به خواستهای نا مشروع شیطا نی خودشان چیزی دیگری نمی دانند.

اما از دیدگاه اسلامی مدیریت آمیخته از هدایت و حکومت است و حتی جنبه های هدایتی بیشتر از جنبه های حکومتی آن است زیرا تمام پیغمبران برای هدایت و رهنمای بشر فرستاده شد نه برای حکومت بالای آنها.

پس بنا برین کسی که در مسند رهبریت و مدیریت قرار می گیرد کوشش کند با هدایت های بسیار شیرین  مردم را هدایت و رهبری کند و در موارد یکه همین لطف وشفقت آن مورد قبول قرار نگیرد ویا از نرمی سو استفاده شود باید از صلاحیت و قاطعیت کار گیرد.

و همچان خداوند "ج" به حضرت محمد "ص" میفرماید که مدیریت فرهنگی ، اعتقادی وسیاسی باید در فضای هدایت به بار بنشیند و هر گاه این فضا معطر به خفقان واجبار آلوده گردد هرگز رشد و موفقیت را صاحب نخواهند شد. و همچنان زشتی  و ستمگری مدیر و رهبر را بهتر است از زبان مبارک حضرت محمد "ص"  بیان نمایم که چی میفرماید :  یک ساعت ستمگری در مسند رهبری و مدیریت از 90  سال گناه کردن در پیشگاه خداوند "ج" بزرگتر است . بنا بر این چنین نتیجه میگیریم که مدیریت از نظراسلام  بیشتر هدایت است تا حکومت، حال این قضاوت را به شما خواننده گان عزیز میسپارم که در باره مدیران و رهبران فعلی جامعه ما چگونه قضاوت میکنید.

مجری وپاسبان قانون اساسی کیست؟(عزیز احمد بارز)

 

ریس جمهور کرزی در مجلسی که به مناسبت هفت سالگی قانون اساسی از طرف کمسیون نظارت برقانون اساسی تدویر یافته بود به سخنرانی پراخته وتطبیق نشدن قانون اساسی را نشانه ی مداخله خارجی ها دانست. اما واضح نساخت که کدام کشور و در کدام مورد مانع تطبیق قانون اساسی شدند.این سخنرانی رئیس جمهور خاطره حکایتی از دوستی را به زهنم تداعی کرد. (در زمان زمامداری مرحوم محمد داود یکی از دانشجویان که سال سوم ناکامی خویش را سپری میکرد وقرار بود از دانشگاه اخراج شود ونمی خواست از شرم روی خود را به روی سیال وشریک بزند به شهر میرود وشروع می نماید به شعار دادن وفاش دادن علیه رژیم وقت واین مسله باعث میشود که از طرف حکومت وقت دستگیر وبنام زندانی سیاسی به زندان برود ونام زندانی سیاسی به مراتب بهتر است از ناکامی وبی کفایتی)

هر زمانیکه رئیس جمهور امری را ولو خلاف قانون به میل خویش انجام داده نتواند کشور ها ویا کشوری را هدف قرار میدهد وبار مسولیت خویش را به گردن انها می اندازد.

 حمله اولی: رئیس جمهوری در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ با وجود افشا شدن یک ملیون رای تقلبی به نفع ایشان ایالات متحده امریکا را متهم به مداخله در انتخابات کرد. آیا امریکایی ها یک ملیون رای را به نفع وی تقلب کردند؟ که رئیس جمهوری را در مقابل شریک استراتیژیک خویش قرار داد ویا امریکا جانب واقعیت را گرفت؟.  حمله دومی: رئیس جمهوری خارجی ها را متهم به تطبیق نشدن قانون اساسی نمود این حمله در جریان دعوی حقوقی کمسیون مستقل انتخابات ومراجع عدلی کشور در مورد نتایج انتخابات پارلمانی صورت میگیرد. که پروسه انتخابات از نظر قانون نهایی خوانده شده ودر قانون صراحت دارد. البته به استثناء مسایل جرمی مربوط

ادامه نوشته

تهاجم، ایستاده گی، پیامدها و درسهای آن (رهنورد ظاهر)

31 سال پیش از امروز  مردم ما یکی از روز های درد آفرین خود را در همین ماه (جدی) تجربه کردند که هیج افغان آگاه و وطن دوست این روز را فراموش نخواهد کرد. روزی را که بحران ناشی از آن دهه ها پس از آن دوام داشته است.

آری روز ششم جدی سال 1358 برابر است با تجاوز بي‌ شرمانة اتحاد جماهيرشوروي وقت به افغانستان. درهمین روز افغانستان از سوي ابرقدرت جهاني وقت مورد تهاجم آشكار نظامي قرارگرفت.

دراین روز نیروهای نظامی  تا دندان مسلح ای اتحاد جماهیرشوروی از زمین و آسمان با تجهیزات مانند انواع تانک، توپ، طیاره و ده ها هزار عساکر وارد افغانستان شدند و مردم بی گناه این کشور را به خاک وخون کشیدند.

ولی ملت قهرمان افغانستان درحالیکه خود را دست خالی در برابر یک نیروی نظامی که نیم کره خاکی را زیر سیطرۀ خود داشت یافتند روحیه وشهامت خود را از دست نداده و در دفاع از دین، میهن وناموس خود به پا خاستند. گرچه در نقاط مختلف کشور قیام در برابر رژیم وقت که وابستگی به شوروی داشت جریان داشت اما این اقدام شوروی قیام را سرتاسری ساخت ومردم مسلمان افغانستان با قلب هاي آگنده از ايمان نه تنها قادر به شكست و خروج خجالت بار ارتش شوروي از كشور خود شدند، بلكه بنياد جماهير شوروي را از هم پاشيدند، چندین ملت دربند استبداد و اسارت را آزاد ساختند و جهان را از شر تهديد و تسلط كمونيزم نجات دادند.
اما این تهاجم افغانستان را به یک ویرا نه مبدل ساخت، ملیون ها انسان نابود شد، هزاران طفل یتیم، زنان بیوه و مادران داغدار و ده ها هزار  معلول ومعیوب به جا گذاشت وتعدادی بی شماری از مردم را به ترک خانه های شان وادار کرد. وباعث هزاران جنایات ضد انسانی دیگر نیز شدکه امروز هم برای ملت ما محسوس است. بنیادهای اقتصادی افغانستان ویران گردید. موسسات تعلیمی و تحصیلی آسیب جدی دیدند و در پایان اشغال، مردم افغانستان، وارث کشوری فقیر و گرسنه و یک نسل عقب‌افتاده واز عرصه های علمی، فرهنگی و ‌سواد دورگردیدند.

هرچند درقیام علیه قشون سرخ شوروی مردم افغانستان را کشور های خارجی همکاری میکردند. مگر این کشور های کمک کننده اهداف خود را داشتند که با کمال تأسف این اهداف منفی تاثیرخود را گذاشت و تا امروز ما متاثر از آن حمله شوروی ها و کمک های با اهداف منفی کشور های کمک کننده هستیم. اما در پهلوی همه تاثیرات منفی که این تهاجم برملت ما داشت اثرات مثبتی را
ادامه نوشته

کاسب کویته یی با کلاه گذاشتن بر سر حکومت افغانستان مالک صد هاهزار دالر شد.(حسیب احمد حاجتی)

اخیراً دست اندر کاران حکومت افغانستان ظاهراً برای دست یابی بر صلح پایدار در این کشور طرحهای جدی برای مذاکراه با طالبان را ریخته اند که بدون تردید برای همه هم میهنان ما موضوع کاملاً امیدوار کننده است اما چه مذاکره ی  و با کی؟ 

درست همه ملت ما در جریان قرار دارند که حکومت مرکزی شان برای مذاکره با طالبان و همه مخالفان مسلح دولت اسلامی افغانستان با جریانات مختلف سیاسی داخلی و بیرونی مفاهمات و تماس های علنی و مخفی داشته اند تا از دید کوتاه و نزدیک بین خویش برای صلح پایدار آماده گی های لازم داشته باشند اما متاسفانه که این طرح استقبال چندان جدی از سوی متحدان و همسایه گان افغانستان نشده است هرچند ظاهراً چنین مسئلۀ نیست اما حکومت افغانستان حتی با کاسبان محلی کویته پاکستان نیز تماس های صلح جویانه ی داشته است. 

جالب نیست، زیرا پاکستان آنقدر در داخل حکومت افغانستان رخنه کرده است که حتی ارگان های استخباراتی  افغانی و متحدان خارجی اش نتوانسته اند بدانند که با کی طرف اند. آیا اشخاص که برای مذاکره از جانب مخالفان میایند بر حق از بین آنها برخاسته است یا اینکه مثلی ملا منصور تقلبی از بازار های پر جمع و جوش کویته؟ شاید برای هر خواننده که عمیقاً در جریان این مذاکرات قرار ندارند مشکل باشد که قبول کند حکومتشان ضعیف است و قوه استخباراتی شان تنها نام دارد و عمل نه اما باید باور داشت که از چنین حقایق تلخ که روزگار ما را رقم میزند در افغانستان کم نیست.

ازبلخ تابه بلخ (بشیر شیوا)

بلخ شهر مقدس وارزش مند که دربیست کیلو متریی مزار شریف واقع شده است . درحقیقت روزگاری مادرتمدن ها ، فرهنگ ها ودانش ها درآریانای کبیربوده ودر هر برحۀ زمانی نام ده ها اندیشمند و شاعرونویسنده نام آوری را سبت اوراق صفحات تاریخ نموده است . به قول مورخین: در این سرزمین پرشور قصه های شورانگیز و داستانهای تأثیر آمیزاست که همۀ آنها باید سرزبان های مردم مدنی بیافتند تا بدانند که بلخ چه داشت و چه نداشت. مردم بلخ پیش از آشوب و فتنۀ تاتاریان هرچیز داشتند، دربارۀ بلخ تذکره نویسان می نویسند که دربلخ 360گذرآباد، 14000حافظ قرآن 250خانقا430مدرسه 360کاروانسرای 1000حوض 12000مسجد جامع و50000عابد، ساجد وفاضل کامل وجود داشتند.

ادامه نوشته

میدان ازما، اما بازیگران...؟ (احمد شبیر نایل احمدی)

انسان از آوانیکه نخستین لغزشش را انجام  داد برای جبران کردن آن از شهر خدا  به  شهرخاکی  فرستاده شد و زندگی خود را آغاز کرد، و آهسته آهسته خانواده ها وجامعه ها  تشکیل گردید وبا تشکیل جامعه  بنا به نیازمندی  انسانها مشکلات وبحرانهای  در جامعه  عرض اندام کرد. وانسان ها احساس کردند تا از بحران و چالشها جامعه را نجات داده و راه فلاح  و رستگاری را به  جامعه  در یک چهار چوب  مشخص  که همانا  قانون و اصولی امروزی  که رسم  و رواج در گذشته نامیده میشد  قرار دادند. در این مرحله مسوولیت ها  تقسیم گردید، گروهی وظیفه  تولید وگروهی  دیگری مسولیت  حفظ استقلال ودفاع  ازجامعه را بدوش گرفتند که  آیین شهریاری و سیاستمداری بوجود آمد. این طبقه بندی هم  نتوانست  توقعات  توده ها را برآورده بسازد. بلکه عوض خدمت گذارخود را آمر و سالار جامعه می شمردند، وهمین مقام ومنصب گراف حس تجمل خواهی، قدرت خواهی  و زراندوزی  سردمداران جامعه را  بالابرد که  دست تجاوز بردیگر جامعه ها می زدند در نهایت، این فرهنگ  حکمرانان گذشته   در طول  تاریخ  بوده   تا  رفته  رفته  انسانهای  در جامعه  بروز  کرد  که  مسیر این نوع  زندگی را گاه  گاهی  تغیر می دادند . روی همرفته با بلندرفتن  اندیشه انسانی و ازدیاد دولتها حدود جغرافیا و قلمرو هر دولت  و کشور  جدا گردید و حرف از سیاست  داخلی  و خارجی دولتها بوجود آمد که در جهان امروز هر دولت در سیاست
ادامه نوشته

جوانان امروز رهبران فردا  (رهنور ظاهر)

جوانان نیروی توانا و قشرعظیمی هرجامعه ویا کشور ها را تشکیل میدهندکه بدون شک آینده سازان، سازندگان تاریخ جامعه، کشور و مدنیت ها میباشند.

آری! واژه جــوانــان درکشور ما جایگاه بسا تشریفاتی را به خود گرفته است. زیرا هر زمانیکه صحبت ازجوانان میشود، این قشر با جمله های بسیار زیبا و متعارف، چون ستون فقرات، وارثین حقیقی فردای جامعه و.... مخاطب قرار داده میشوند، ازاین گفته ها که اکثراً در محافل رسمی یاد میشود چنین به نظر میرسدکه دولت کاملاً مواظب حال جوانان بوده و در قسمت پیشرفت این قشرتمام زمینه ها را مهیا نموده است و اگر کدام جوان با کوچک ترین مشکل در هر مورد برمیخورد نهاد های مسئوول فوراً به حل آن پرداخته  و رفع مشکل مینمایند. اما متاسفانه این سخنان تنها از پشت تربیون ها درچنین محافل شنیده میشود وبس. هیچگاهی تلاشهای برای بهبودی وضع زندگی جوانان صورت نگرفته و اگر کارهای هم صورت گرفته خیلی ها اندک و از روی تصادف بوده که نمیتوان به آن بسنده و اتکا کرد.

بیش از شصت درصد نفوس افغانستان را جوانان تشکیل میدهند. و بزرگترین ضرر و قربانی را در همه عرصه ها  جوانان به دوش دارند.

هرکشوری که به اوج آرامی، ترقی و بالندگی میرسد بیشک توجه جدی به قشر جوان خود مینماید. کشور ما در گذشته بیشترین ضربه را از ناحیه قشر جوان که بیسواد، عقدۀ و دور از مکتب، مدرسه و دانشگاه رشد کرده بودند متقبل شده است. اما نکته قابل عطف اینجاست، که درطی ده سال گذشته که ما دولت به اصطلاح قانونی ومنتخب داریم برای این قشر چه کار های انجام داده اند آیا با حضور جامعه جهانی و سرازیر شدن ملیاردها دالر تغیرات چشم گیری جهت ارتقای سطح علمی، کاریابی، ودیگر ضروریات ونیازمندی های جوانان رونماگردیده است؟ پاسخ معلوم ا ست که نه!  زیرا دیده میشود که همه روزه تعداد بیکاران دربین جوانان بیشترشده وفقر دامن گیر خانوادهاگردیده وبه همین سبب اکثر جوانان باترک درس وتعلیم به کشورهای دیگر خصوصاً کشورهای همسایه بخاطر پیدا کردن لقمۀ نانی پناه میبرند، صفوف مخالفان دولت توسط همین جوانان ناراضی تقویه میشوند. پس این همه یک موضوع را به وضاحت بیان می کند که تغیرات قابل ملاحظۀ در زنده گی جوانان رونما نگردیده بلکه همه روزه برمشکلات شان افزوده میشود.

 قابل یاد آوریست که با وجود این همه دشواری ها و مشکلات، سعی وتلاش جوانان در همه امورات جامعه تاثیرگذار و بخوبی محسوس است. سهم وحضور جوانان درعرصه های مختلف جامعه خیلی ها ارزنده بوده و به ویژه فعالیت های فرهنگی جوانان قابل تقدیر و ستایش است.  درعرصۀ سیاسی علاقمندی جوانان قابل بحث است، به طور نمونه درپروسه انتخابات پارلمانی سال جاری درکشور شایقین انتخابات وکسانیکه بیشتر دراین پروسه سهم ارزنده داشتند جوانان بودند، زیرا اکثر کارمندان ستاد های انتخاباتی نامزدان، جوانان بودند که باشوق واشتیاق خاص درجریان مبارزات انتخاباتی برای کاندیدان مورد نظرشان فعالیت وتلاش نمودند ولی اکنون دیده شود که نامزدان محترمی که براساس سعی وتلاش جوانان به شورای ملی کشور راه یافته اند، با چه برنامه های منبی بر رشد وارتقای سطح علمی جوانان کار و فعالیت های سیاسی شانرا در شورای ملی آغاز وبا وعده های که درجریان مبارزات انتخاباتی شان به مردم وجوانان داده بودند، وفا و به آنها جنبه عملی خواهند داد.

آری! همیشه هر قلم به دستی وقتی میخواهد راجع به جوانان بنویسد همانطور که من گفته آمدم از مشکلات و بن بست ها و نیازمندی های که فرا راه جوانان قرار دارد مینویسد. اما مهمترین نیاز یک جوان خصوصاً جوان افغان چیست؟ مهمترین نیاز یک جوان هویت و هدف آن میباشد. یک جوان باید بداند کیست بخاطر چی به دنیا آمده و برای چی باید تلاش کند؟.

درست است که جوانان امروز ما در شرایط بدی جنگی بزرگ شده اند و از بسا سهلت ها محروم بوده اند اما درقسمت شخصیت خود ومسئوولیت خود نسبت به جامعه وکشورشان توجه نموده با دور اندیشی، نوع دوستی عقلانیت و خردمندی لازم مسئوولیت خود را در جامعه به شکل مثبت شایسته و ماندگار به ثمر برسانند. تا از یک طرف مسئوولیت ودین خود را ادا نموده واز طرف دیگر در جامعه جایگاه خاص اجتماعی خود را پیدا نمایند. مسئوولیت عمده و حیاتی یک جوان نسبت به خود وکشورش همانا ادامه مکتب، دانشگاه و درکل تعلیم وتعلم است که باید با تلاش خستگی ناپذیر  پی گیری نماید. زیرا آینده سعادتمند یک
ادامه نوشته