رهبران باید بدانند؟ (نایل احمدی)
آنچه که پیرامون رهبران باید بدانند در ذهن همه افراد جامعه خطور میکند و به فکر این میشوند که رهبر ومدیر خوب کیست؟ وچطور میتوانند جامعه را که در حالت بحران قرار دارد از چالش ها نجات دهد؟ ولی این پرسش را نه خودشا ن ونه آن افرادیکه در مسند مدیریت ورهبری هستند پاسخ داده نمیتواند .زیرا از مدیریت در جامعه ما هیچگاهی تعریف آنچنانیکه باید میشد نشده و این همه ریشه در عدم آگهی میباشد، وحال من می خواهم رهبری ومدیریت را از لحاظ اسلامی مورد پژوهش قرار دهم زیرا هویت ما هویت اسلامی است وما آنگاه به سر منزل مقصود می ریسیم که از اصل واساس دین آگاهی داشته باشیم .
پس پرشی پیش میآید که مدیریت و رهبری در اسلام چگونه است وکدام ویژه گی را یک شخص داشته باشد تا در مسند رهبری قرار گیرد ؟
در نخست بهتر است ویژه گی یک مدیر را بدانیم که آن عبارت است از : 1_ بلوغ ( از لحاظ جسمی ) 2_ عقل ( به رشد فکری رسیده باشد) 3_ ایمان ( به ارزش های اسلامی پابند باشد) 4_ تخصص ( در علم اداره و مدیریت آگاهی کامل داشته باشد) 5_ بلاغت خوب 6_داشتن قدرت و توانی برای انجام رهبری 7 _ زمینه مناسب وآزادی لازم بر انجام تکلیف
رویهمرفته به اساس ویژه گیهای فوق شخص باید مدیر ورهبر شود والی اگر نداشته باشد جامعه را به بحران و چالش می کشاند واین رسالت هر فرد است که نگذارند که افراد نادان در جامعه دعوی سردمداری کند زیرا اهلیت فرمانروای را ندارند.
بعد از اینکه دانستیم چگونه باید رهبر ومدیر را انتخاب کنیم وکدام مراحل را طی نمایم تا مقام ومنزلت رهبری را کسب نمایم بهتر است این را بدانیم که مفهوم مدیریت ورهبری در ترمینولوژی اسلامی ، حقوقی وسیاسی چیست ؟ در این واژه نامه ها مدیریت ورهبری چهار معنی دارد:
1_ مدیریت و رهبری امانت است: این به این مفهومی است که رهبری در ترمینولوژی اسلامی امانت است نه قلدری وبیبندوباری در جامعه واز مسند مدیریت طوری باید استفاده شود که خیانت و سو استفاده صورت نگیرد طوریکه در آیه مبارکه حضرت پروردگار میفرماید،
ترجمه : همانا خداوند "ج" شما را فرمان میدهد که امانت را به صاحبش باز گردانید.
2 _ مدیریت ورهبری تکلیف است نه حق : این را میدانیم حق به معنی استفاده ، بهره وسود گرفتن از مقام ویا شیکه در نزد ماست و اما مکلفیت به معنی وجیبه و وظیفه ای است که مطابق اصول و قانون به فرد داده میشود و شخص نمیتواند که از آن به نفع خود بهره گیری نماید.
3 _ مدیریت ورهبری خدمت است نه حکومت : مدیریت یک مسوولیت سنگین همراه به خدمت گسترده است ، مدیر باید مدیریت را به عنوان خدمت بخواهد نه به عنوان حکومت کردن بالای افراد ، هر مدیریکه پست مدیریت را به عنوان قلدری کردن بالای دیگران می خواهد مدیر موفق ودرست نیست و همچو مدیر از لحاظ اسلام مردود است و رهبر و مدیریت در نظام اسلام مورد پذیرش است که مدیر یا رهبر برای مردم خدمتگذار باشد.
4 _ مدیریت و رهبری بیشتر هدایت است تا حکومت :تعداد از مدیران هستند که مدیریت را تنها و تنها یک وسیله ای تسلط داشتن بر افراد می خواند و هم چنان قاطعیت را در مسند رهبریت ومدیریت جز بخاطر رسیدن به خواستهای نا مشروع شیطا نی خودشان چیزی دیگری نمی دانند.
اما از دیدگاه اسلامی مدیریت آمیخته از هدایت و حکومت است و حتی جنبه های هدایتی بیشتر از جنبه های حکومتی آن است زیرا تمام پیغمبران برای هدایت و رهنمای بشر فرستاده شد نه برای حکومت بالای آنها.
پس بنا برین کسی که در مسند رهبریت و مدیریت قرار می گیرد کوشش کند با هدایت های بسیار شیرین مردم را هدایت و رهبری کند و در موارد یکه همین لطف وشفقت آن مورد قبول قرار نگیرد ویا از نرمی سو استفاده شود باید از صلاحیت و قاطعیت کار گیرد.
و همچان خداوند "ج" به حضرت محمد "ص" میفرماید که مدیریت فرهنگی ، اعتقادی وسیاسی باید در فضای هدایت به بار بنشیند و هر گاه این فضا معطر به خفقان واجبار آلوده گردد هرگز رشد و موفقیت را صاحب نخواهند شد. و همچنان زشتی و ستمگری مدیر و رهبر را بهتر است از زبان مبارک حضرت محمد "ص" بیان نمایم که چی میفرماید : یک ساعت ستمگری در مسند رهبری و مدیریت از 90 سال گناه کردن در پیشگاه خداوند "ج" بزرگتر است . بنا بر این چنین نتیجه میگیریم که مدیریت از نظراسلام بیشتر هدایت است تا حکومت، حال این قضاوت را به شما خواننده گان عزیز میسپارم که در باره مدیران و رهبران فعلی جامعه ما چگونه قضاوت میکنید.