بلخ کهن در آیینه امروز (فیاض مهرآیین)
سرزمین باستانی بلخ که در متن های کهن، بخدی، بلهیکا و باختر نیز یاد شده است از قدیمترین شهرهای افغانستان است بر پایه پژوهشهای باستان شناسیک انسان ها مراحل زنده گی نخستین خود را در این مرزوبوم گذرانده اند، چنان که دکتر لویی دوپری دانشمند امریکایی در نتیجۀ کاوشهای که در سال 1965 میلادی در یکی از مناطق کوهستانی در کنار رود بلخ انجام داده است، آثاری از قبیل آینه برنجی، انگشتر، دستبند، اسلحه و نیزۀ اسپ و نگین لاجوردین انگشتر و دیگر شواهد را به دست آورد که همه مربوط به دوره جدید سنگ از 20000 تا 9000 سال پیش از میلاد می باشند.
همچنان بلخ در ساحه یی واقع شده است که در آن نخستین بار کاشتن دانه های غذایی و اهلی کردن جانورانی مانند بز و گوسفند صورت گرفته است. تاریخ مدون بلخ به حیث یک شهر بزرگ از حدود 5000 سال پیش آغاز می یابد که در آن سلالۀ پیشدادیان یا تاجیکان اولیه نخستین سنگبنای تمدن و دولت آریایی را گذاشته اند. از این سرزمین در متن های بسیار کهن از جمله در سروده های ریگویدا، اوستا، کتیبه های داریوش و کتیبه خشایارشا، آثار مورخین قدیم یونانی و ارمنی، آثار کهن چین و سفرنامه های زایران چینی یاد شده است. بلخ نخستین پایتخت آریانای بزرگ و خاستگاه کهنترین جهان بینی های جهان و دین های آریایی "مهر" و "زردشتی" بوده با پیشکش کتاب اوستا نقشی جاویدانه در تاریخ فکر و فرهنگ بشریت بازی کرده است. با جاگزین شدن آریاییها در بلخ، کشاورزی رشد یافت و وادیهای سرسبز و آبادیهای پر ثروت و پر نفوس پدیدار شدند. بنیاد گذار دولت پیشدادیان در بلخ جمشید یا یما نام داشته است. پس از پیشدادیان، کیانیان فرمانروای بلخ شدند و بنیانگذار این سلسله، کیقبادیا"کواکواتا" نام داشت. آریاییها در حوزۀ بلخ، در آغاز مظاهر طبیعت را پرستش می کردند و به رب النوع ها باور داشتند از جمله رب النوع "اناهیتا" یا الهۀ آب از رب النوع های بسیار کهن بلخی است که مجسمه هایی از دوره های پیشین از آن در سرزمین بلخ کشف شده اند. این مجسمه ها که از گل پخته ساخته شده و همه به سیمای زنی نیم برهنه اند از ویرانه های "شهربانو" در هژده کیلومتری شمال ولسوالی خلم ولایت بلخ بدست آمده اند. همچنان "مهر" یا میترا نیز از رب النوع های بسیار کهن مورد پرستش در بلخ بود که آن را خدای آفتاب می پنداشتند آیین مهر بعد ها به تدریج از بلخ به کشور های دیگر آسیایی و اروپایی سرایت کرد و حتا در سال 66 میلادی "مزون" امپراتور روم به این دین درآمده و امپراتوران روم در مناطق مختلف معابدی به نام مهر بنا نهادند. در میان سالهای 2000 تا1000 پیش از میلاد نخستین دوران ادبی در بلخ گذشته است و شاعرانی که همه زن بوده اند دست به آفرینش های ادبی زده اند. پس از کیانیان، اسپه ها در بلخ فرمانروا شدند. لهراسپ نخستین شاه اسپه ها است که حدود 1500 سال پیش از میلاد این سلسله را در بلخ بنیان گذاشت. زردشت پیامبر بلخی در زمان فرمانروایی شاهان اسپه در بلخ ظهور کرد و دین زردشتی و کتاب مذهبی اوستا را به مردم عرضه داشت. دولت اسپه ها در بلخ با لشکرکشی دولت آشوری در حوالی هزار سال پیش از میلاد سقوط کرد. سرزمین بلخ در دورۀ شاهان هخامنشی (550-330 پیش از میلاد) از نخستین سالهای فرمانروایی بنیانگذار این سلسله یعنی کوروش کبیر در قلمرو هخامنشیان قرار گرفت. بلخ در زمان هخامنشیان به وسیله والیهایی که از طرف شاهنشاه مقرر میشدند و از خویشاوندان و نزدیکان او میبودند اداره می گردید. در اواخر این دوره، یک تن از حاکمان بلخ به نام "بسوس" در سال 330 پیش از میلاد در بلخ اعلان سلطنت کرد. در بهار سال 329 پیش از میلاد الکساندرمقدونی به بلخ حمله کرد و این شهر را به تصرف خود درآورد. الکساندر مقدونی در بهار سال 327 پیش از میلاد با رخشانه (رکسانا) دختر یک تن از بزرگان بلخ ازدواج کرد و خود به هندوستان رفت. و بلخ زیر تسلط حکمرانی یونانی باقی ماند. در حوالی 250 سال پیش از میلاد یک تن از حکمرانان یونانی بلخ به نام "دیودوت" اعلان استقلال کرد و دولت مقتدر یونانی باختری را در بلخ بنیان گذاشت. همزمان با دولت یونانی باختری در بلخ، در همسایه گی غرب ایالت بلخ شخصی به نام "ارشک" "یا" اشک بلخی" دولت مستقل پارت یا اشکانیان بلخی را به وجود آورد. بقایای بناها و آثار تاریخی و سکه های دوره های یونانی باختری و اشکانیان در بلخ کشف شده اند. در حوالی سال 70 پیش از میلاد کوشانیان در بلخ به قدرت رسیدند. از آن زمان به بعد بلخ گاهی جزئی از قلمرو ساسانیان و زمانی بخشی از قلمرو کوشانیان بود. دین بودایی از همین دوره در بلخ در کنار دین زردشتی گسترش یافت و معابد بودایی در کنار معابد زردشتی در بلخ فعالیت داشتند که بزرگترین این معابد زردشتی بودایی معبد نوبهار بلخ بود که خرابه های آن هنوز در جنوب این شهر باقیست. مورخ یونانی الکساندر پلیهیستور در حدود سال های 60 – 80 پیش از میلاد و هیون نسنگ زایر چینی در سال 630 میلادی از این معبد دیدن کرده اند.