روشنفکر واژه ایست که معمولا دربرابر ارتجاع نا محدود سنت گرایی بکارمیرود . روشنفکرحقیقت طلب ,منتقد و نسبت به وضع وناهنجارهای موجود درجامعه احساس مسولیت نماید لذا همه تلاش های خودرا برای بهبود وضع جامعه بکارببرد.

متاسفانه درجوامع ما واژه روشنفکر همانند واژه دیگربمعنی واقعی آن بکاربرده نمی شود. که همواره کلمه روشنفکر بمعنی انتلکتیول بکارمیرود انتلکتیول ازریشه ) انتلژانس(معنی هوش مغز وعقل است میباشد ، یعنی گروهی از اشخاصیکه مشغول کارهای ذهنی هستند.

و انتلکتیول انسان های اند که کارهای ذهنی انجام میدهند برخلاف اشخاصیکه مشغول کارهای بدنی یا فزیکی اند فلهذا حسابدار,منشی , وکیل مدافع  ,دانشجویان ...)ازجمله انتلکتیول هستند.

درحالیکه واژه روشنفکرازکلراویان فرانسوی به معنی روشن بین آمده است وهمچنان روشنفکر اکثراً مترادف به خردورزی,عقل گرایی ودانشمندان بکارمیرود ودرین کاربردچنین استنباط می گردد که روشنفکراشخاصی راگویند که عقل وخرد خود را مبنی قرارداده وبرای رسیدن به هدف کارمیبرند ،اما چنین کاربرد کاملا مصداق نیست البته ممکن است که کسی دانشمند بوده باشد وهم روشنفکر و یاهم شخصی را که دانشمند بوده باشد اما روشنفکرنباشد.

بناءً درین بحث چنین نتیجه میگیریم که: روشنفکر شخصی را گویند که نسبت به وضع انسانی خودش ,زمان ومکان  تاریخی که درآن است خود آگاهی داشته ونسبت به وضع جامعه احساس مسوولیت نماید وهمچنان ازبطن جامعه پرورش یافته ومحصول آن جامعه باشد وعقل ودانش خویش را به منافع عمومی صرف نماید. پس بهتر خواهد بود که حالا  از جامعه خود حرفی داشته باشیم  که آیا واژه روشنفکر مانند واژه های دیگر کاپی شده است ؟

ویا با آگاهی کامل در جامعه ما کاربرد دارد؟ پاسخ این پرسش این است که  واژه روشنفکر مانند واژه دموکراسی، جامعه مدنی، حقوق بشر وامثال دیگر کاپی می باشد. بهتر است روی تاریخ  این واژه نظر بی اندازیم که مربوط به کدام زمان میشود و چرا این این واژه بوجود آمد؟ از دید تاریخی این واژه مربوط میشود به قرون وسطی در آن قرون همه قدرت اعم از امورات دینی وهم امورات سیاسی در دست پاپ هایی کلیسای کاتولیک بودند هیچکس بدون اجازه  آنهاعبادت ویا فعالیت سیاسی را انجام داده نمیتوانست وهم چنان افراد را نمی گذاشت به جز از مدرسه کاتولیک در مکان های دیگر مشغول درس باشند و همین با عث شد گروهی دیگری بنام پروتستانت (اعتراض کننده گان ) بوجود آمد و به جز از مدرسه مراکز آموزشی دیگری برای آگاهی افراد  ایجاد کردند. که جامعه آنروز آنها را روشنفکر خواند در روزگار آنروز جامعه بدو کتگوری تقسیم گردید یکی روحانیون ودیگری از اشخاص که فعالیت های ذهنی را انجام میدادند. روی همرفته جامعه آنروز چنین چیزی را ایجاب می کرد. اما روشنفکر در اصل مفهوم قرون وسطی نیست بلکه روشنفکر کسی است که از شرایط داخلی وخارجی جامعه اش آگاهی داشته باشد وبداند که مسیر جامعه اش کدام راه را می پیماید. واستعمار ،استحمار واستثماری خارجی ها دستش به چی اندازه در محیطش می چسپد ازاین مساییل جامعه  خود را باید بداند و همچنان روشنفکر مسوولیت دارد که از این مسایل که در بالا تذکر رفت جامعه اش را آگاهی داده ونگذارد که استعمار ارزش های جامعه اورا آهسته، آهسته  ازبین ببرد.