شوری عالی صلح،راه ترکستان را می پیماید... (نایل احمدی)
شوری
عالی صلح،راه ترکستان را می پیماید...ترسم
نرسید به صلح ای اعرابییان !این
راه که شما میروید به هیچستان استمدتی
میشود که آقای رئیس جمهور استراتیژیهای نا مشخص و بی سرو پا را به فکر خود جا داده وعده ای از افرادی دیگری را که بجز چند فرد از آنان دیگر همه نه به صلح خوشبین هستند ونه صلح میخواهند؛ زیرا موقف آنها در جنگ و کشمکش بیشتر میشود و سودی مادی وسیاسی میبرند گرد خود جمع کرده و کوچ های مود روز را بدست آنان سپرده و همچنان وعدهء سفرهای خارجی را هم به آنان به نام رفتن به طرف صلح سپرده و از این قبیل وعده های دیگر حکومتی که ما نتیجه ای از آن را کم کم میدانیم. رویهمرفته من نمیدانم که آقای رئیس جمهور چی میخواهد از ملت و از این وطن بحران دیده و این مفکوره ای بی بنیاد را به جناب عالی کدام خان قبیله فاشیستش ارایه کرده که مخالفین از آن سود ببرد آخر صلح با کی؟ با آنانیکه مخالف دموکراسی هستند و آن غولهای که به نام قانون اساسی چیزی رانمی دانند و آن ریزه خورهای استبدادی وسطی که با نام آزادی و حقوق بشر حساسیت دارند و هر گاه از این واژه ها حرف زده شود مو های آنها تیز تیز میشود بلآخره با کی صلح ودر کجا صلح؟ آیا در پاکستان که دشمنی فطری با حکومت و مردم افغانستان دارند و هر روز هزار انتحاری را آی اس آی پاکستان به این ملت میفرستد تا این وطن لحظهء قرار نداشته باشد و به ترقی و تعالی نرسد وهمیشه پوقانه وجرنگانه ای مزدور سی آی ای را به وطن وارد نماید. یا... به نظر من آقای رئیس جمهور میخواهد که هم یک معامله گر خوب در سطح جهان باشد واز طرف دیگر از سایرحکومت های تحت الحمایه کرده نزد بادارهایش پیشی بگیرد و هم میخواهد که در تاریخ این وطن نامش به خط زرین ثبت تاریخ گردد و این آقا شاید فراموش کرده که حال این ملت در تاریکی شب نیستند؛ بلکه در سپیده دمی آگاهی و پیروزی هستند و همچنان این را هم از یاد برده که این ملت دیگر نمیگذارد مانند حکمرانان استبدادی دیگر هر آنطوریکه میلش بخواهد همان طور عمل نماید. و راستش این است که آقای رئیس جمهور در آزمون "دیانت ما عین سیاست ماست" نمره منفی صفر را میبرد وبر عکس در آزمون "فریب ونیرنگ ویک جنس و هزار چهره و در سیاست های شوم ماکیاولستی و قبیله ای" نمره صد در صدی را از آن خود میکند و هم به دیگران چلنج میدهد که من مرد این میدان هستم"دروغ" کی میخواهد مبارزه کند؟. یارا ! صد سلام به او... راستی که هیچکس نمیتواند با آن به میدان در آید و از هزار زبان سخن بگوید. این حرف همه ملت است و این یک واقعیت است که طالبان و القاعده و حزب اسلامی هیچگاهی و به هیچ صورتی نمی خواهند که صلح کند و هروز حملات ترورستی آنها زیاد تر میشود و تا هنوز کدام چراغ سبز را هم به آنانیکه به نام شورای صلح جمع اند نشان نداده بلکه من اطمنان دارم که اگر هر یک از آنها بدست القاعده یا حزب اسلامی وطالبان قرار گیرد سرشانرا بریده و به کف دستشان میدهد که هر گز بار دیگر این را از یاد نبرند که دوست کیست و دشمن در کجاست و این یگانه مسئله است که درمبازه اهمیت دارد یعنی شناخت واقعی از دوست و دشمن، واین ماجرا برمیگردد به ماجرای شهید حبیب الله خادم دین رسول الله و نادر خان که به قرآن تعهد کردند ولی به تعهد وفا نکردند بلکه بیرحمانه تعهد را شکستانند. اما اینبار قضیه روشنتر از آن است. خود می گویند که شما اسیر و اجیر وغلام هستید ما باشما صلح چی که حرف هم نداریم به جز از سر بریدن و انتحاری کردن، حال یکطرف این تزرع و بیچاره گی و جانب مقابل شمشیر برنده وعریان که سری میخواهد تا از بدن جدا کند. پس این صلح یک طرفه و غیرمنطقی است وبه نتیجه یی هم نمیرسد و سرمنزلش به کشور هیچی هیچستان منتهی میشود و نوش جان کسانیکه از آب تیره ماهی بدست آورند که آوردند.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۹/۱۱/۲۸ ساعت 10:36 PM توسط گروه نویسندگان
|