میدان ازما، اما بازیگران...؟ (احمد شبیر نایل احمدی)
داخلی اش آزاد و در سیاست خارجی اش باحفظ منافع خود و دیگر دولتها پالیسی های مشخص خود را میتوانند داشته باشند؛ اما باز هم این قانون و اصولی را که امروز بشر شاهدش است نتوانسته جلو ابر قدرت های را که با زور و زر اعمال ضد انسانی را در کشورها انجام می دهند بگیرد. و به نام های گوناگون به هر کشوری که خواستند تجاوز کنند، که کردند و آزادی دولت ها را زیر سوال بردند. این کماکان به همه هویدا است که هر جامعه نسبت به هر ارزش نیاز به آزادی دارد و این را تاریخ ثابت کرده که همیشه توده ها و راد آزادمنش برای بدست آوردن آزادی برخاسته وبه قیمت خونشان آنرا بدست آورده انداف که در اینجا قابل ذکر است حرف توماس جفرسون را که یکی از دانشمندان درجهان است یادآوری نمایم او می گفت: "آزادی درختی است که تنها میشود آن را با خون آبیاری کرد". حال نکته مهم اینجاست که هر جامعه که برای بدست آوردن آزادی مبارزه کرده خون و جانشانرا قربان کرده بالآخره به هدفشان رسیده، پس جامعه ما چی؟ که برای آزادکردن وطن و دفاع از نوامیس ملی مان ملیونها شهید دادیم، و هزاران دیگر بیوه و یتیم را ما شاهدش هستیم، نتیجه آن مبارزه را کیها بدست آوردن؟ و ما به چی وضعیتی قرار داریم ؟ این ها همه پرسش های هستند که بطور کامل هیچکس پاسخش را ارایه کرده نمیتواند. روی همرفته آن مسله های داخلی را می گذاریم و می آیم روی این موضوع که در هر میدان بازی، به خصوص بازی شطرنج دو بازیگرمقابل همدیگر قرار می گیرند، و برای هر بازیگر (فرمانده)، گروها(مهره)های مشخص سپرده میشود وهر بازیگر به دلخواه خود از مهره های که مربوطش می شود استفاده می کند و در میدان بازی آزادی کامل دارد. از این نوع بازیها معلوم می شود که بازی سیاست هم شطرنج گونه است که هر دولت در سیاست داخلی اش آزاد میباشد وهر طوریکه مردم آن سرزمین خواست همانطور زیست می کنند، و در سیاست خارجـــی اش دولت ها بـــاز هم آزادی
دارند، اما با در نظر گرفتن منافع دولتهای دیگر فعالیت سیاسی خودرا انجام می دهند. پس میدان بازی ما چگونه است؟ آیا در میدان خود، خودمان نقش بازی را داریم و…؟
شاید این پرسش هارا اکثراّ منفی پاسخ بدهند، که همینطور هم است .چرا که بازیگر اصلی سیاست در وطن ما بدختانه خودی ما نیستیم.
ما مهره های از بازی هستیم ، پس هر طوریکه آنها بخواهد به همان طور ما را به موقعیت و وضعیت های متفاوت می کشاند ،طوریکه ما شاهد بازی سیاست در کشور خود بودیم که هیچ یک از سیاسیون وآگاهان امور ما در همین 9 سال تعریف درستی از سیاست ما نداشتند وهم نمیتوا نستند دا شته با شند زیرا راهکارهای سیاسی در هر لحظه ودقیقه در تغیر بوده و به هر ترتیبی که خارجی ها می خواستند به همان ترتیب مهره ها را تغیر و بازی را بدست انجام می سپردند.به امید اینکه روزی ما در میدان بازی سیاسی نقش اساسی و اصلی داشته باشیم نه مهره های دیـــــگران.