اسلام و نیکی با دیگران(سید محمد خیرخواه)
(اگر پروردگارت می خواست هر آئینه همه آنهائیکه در روی زمین زندگی میکنند همه یکسره ایمان می آوردند. آیا تو بر مردم فشار می آوری تا با بی میلی و اکراه ایمان بیاورند؟) [1]
شیخ شلتوت علاوه میکند: اسلام این حالت اصلی و طبعی را بهیچ صورت رها نکرده مگر زمانیکه مورد تعرض و تجاوز دشمنان قرار گیرد که در این صورت عمل باالمثل را بر پیروان خود جائز می شمارد و این جواز (عمل باالمثل) را هم بواسطه ایجاد فضای صلح و زندگی مسالمت آمیز به مسلمانان اجازه میدهد و بس. [1] لذا میبیند اسلام (جنگ تجاوز گرانه) و (تجاوز در جنگ) هر دو را در اصل و اساس ممنوع میداند.
لذا گفته میتوانیم از نظر اسلام زندگی صلح آمیز و همزیستی مسالمت آمیز اساس و پایه روابط زندگی انسانی بین انسانها را تشکیل داده که در پرتو صلح و آرامش در حقیقت انسانها بهتر میتوانند بمقتضای فطرت انسانی خویش پایه های مهر و محبت و نوع دوستی بشری را اساس گذاشته و جهان عاری از جنگ و خشونت را میان خودشان پایه گذاری کرده و بسازند چه انسان بدون عاطفه و رابطه انسانی و معنوی در حقیقت مانند تکه چوب و یا تخته سنگی بیش نبوده و در حقیقت انسانی انسان در گوهری است که در درون انسان نهفته است که اگر این گوهر انسانی که مشتمل بر روابط معنوی و عواطف انسانی او است از انسان سلب شود دیگر او مانند حیوانات دیگر موجودی بی خاصیت و عادی بیش نخواهد بود. در واقع همین ارتباطات و عواطف معنوی انسانی است که برای انسان ارزش و قیمت انسانی را ارزانی میکند و گرنه خوردن و آشامیدن و خوابیدن تنها ارزش گفته نمیشود. لذا به صراحت گفته میتوانیم که انسان بدون ارتباطات معنوی و عواطف انسانی به منزله مرده و با جمادی بیشتر و بالاتر نخواهد بود. و حیات انسانی در حقیقت همین ارباطات مثبت و معنوی انسان است، ارتباط معنوی او با مبدأ آفرینش و هستی یعنی ارتباط انسان با خالقش و یا ارتباط انسان با انسانهای دیگر یعنی با همنوعانش و یا رابطه انسان با جامعه ای که در درون آن جامعه انسان زندگی میکند که اینها مجموع ای روابط است نمایانگر اینکه انسان دارای ارتباطات معنوی و عواطف انسانی انسان زنده و فعال است و گرنه انسانی که نه با خدا و نه با جامعه و انسان های دیگر ارتباط نداشته باشد چطور میتوانیم بگوئیم که او بطور حقیقی زنده است؟ که در اینجا مصداق واقعی مقولة معروف امام حسین «رض» که فرموده: (انما الحیاة عقیدة و جهاد)
را بهتر میتوانیم درک نمائیم که این مقوله به دو نکته اساسی زندگی انسان اشاره دارد؛ یکی اینکه جزئی از حیات واقعی انسان باورها و اعتقاداتش بوده و جزء دیگر آن سعی و تلاش او در زندگی را شامل است. یعنی یکی رابطة او با خدایش و دیگری رابطة او با انسانها و محیط و جامعة که در آن محیط و جامعه انسان زندگی می نماید در واقع عباداتی که در دین اسلام بحیث تکلیف شرعی بر مکلفین مسلمان واجب گردیده خود نوعی رابطة معنوی انسان را نمایان می سازد که به نحوی انسان با خدا و مردم و جامعة خود رابطه معنوی برقرار می نماید چنانچه اذکار و اورادی که عبارت از تسبیح و ذکر خدای پاک«ج» در نمازها و یا در خارج از نمازها به گفتن آنها مسلمانان مکلفیت دارند تا این اذکار و تسبیحات را بگویند، خود نوعی رابطه گرفتن به
مبدأ هستی و بیان صعف ها و ناتوانی های خویش به پیشگاه قدرت لایزال الهی است زیرا زمانیکه مسلمان نماز گذار در تکبیر تحریمه و اول نماز میگوید: (الله اکبر) بدین معنی است که در مقابل قدرت خدای بزرگ همه قدرت های دیگر اندک و ناچیز است و یگانه بزرگی که به بزرگواری و ستایش سزاوار است ذات اقدس الهی است و بس. تمام خضوع و فروتنی انسان خود نوع ارتباط معنوی انسان را نسبت بذات پروردگار الهی نشان میدهد و بمصداق حدیث پیامبر اسلام که فرموده:
خدا را طور عبادت کن که گویا او را میبینی زیرا اگر تو خدا را نمی بینی خداوند«ج» تو را می بیند.[1]
و یا وقتی انسان مؤمن در نماز میگوید: (ایاک نعبُدُ و ایاک نستعین)[1] باز هم یقین میدارد که خدایا! فقط ذات پاک تو سزاوار عبادت و خدائی است دیگر هیچ کس و معبودی سزاوار پرستش و عبودیت نیست و ذاتیکه فقط و فقط تنها او سزاوار واقعی استعانت و کمک بوده و خاص از او باید یاری جست ذات پاک تو است که اینها همه نمونه های از ارتباط معنوی انسان را با خدای بزرگ «ج» او نشان میدهد و در آثار اسلامی ما آمده است که بتعداد نفوس خلائق به خداوند«ج» راه و ارتباط معنوی وجود دارد.
منابع:
[1] . قرآن کریم سورة ممتحنه آیه 8 – 9
[1] . قرآن کریم سورة یونس آیه 99
[1] . کتاب الاسلام عقیدة و شریعة شیخ شلتوت چاپ بیروت
[1] . حدیث شریف به روایت صحیح المسلم
[1] . قرآن کریم سورة حمد - آیه 4