فیاض مهر آیین

ای بهشت آرزو، ای باغ رویا، میهنم

ای هوای تازۀ صبح تمنا، میهنم

روح فروردین و عطر دلکش اردیبهشت

آیۀ فتح بهار و ختم سرما، میهنم

ای بدخشان لبانت، خستگاه لعل جان

وی"بهارستان" رویت، روح گلها، میهنم

ای زرافشان تنت آیینه زار آفتاب

گشته پامیر قدت را چرخ شیدا، میهنم

ای به سبزستان زیتون تو سوگند خدا

وی ز " تورستان" حسنت دیده بینا، میهنم

ماٴمن " تاجیک" ایمانی چو غور باستان

پاسگاه تاج عرفانی چو "بابا" میهنم

پنجشیر پایداری، آرش آزاده گی

وز شمالی شهامت، عشق پایا، میهنم

بلخ داغان تنم را تو روان ایزدی

"نوبهار" خسته جان را اوستا، میهنم

ای بر البرز سرم سیمرغ گردون آشیان

وی به "طور" سینۀ من، توزسینا، میهنم

میکند هر صبح برق جلوه ات از "باختر"

در خراسان دل من، حشر برپا، میهنم

سوختم در دوزخ تردید و تنهایی ویٲس

با حضورت بخش مینو را تومعنا، میهنم

جلوه گاه مهر نبود " خانۀ تزویز" شیخ

در خرابات دل ما گیر ماوا، میهنم

کابل رودابۀ ما را بگو، رستم چه شد؟

کاین چنین چشمش شده خونابه پالا، میهنم

هیرمند دیدۀ ما را چرا آبی نماند

تا شود همپای توفان هریوا، میهنم

بامیان و غزنۀ فرهنگ من شد از چه رو

بند بر پا چون سمرقند و بخارا، میهنم؟

کو" سپنتا مینو" بی همچون جمال پاک رای

تاز اهریمن رهاند "گندهارا"، میهنم

این بهاران باز "نوروز" و گل سرخی" نداشت

نی چراغی بر چکاد سبز "وارا" میهنم

مریم امید را آبستن خورشید کن

ای ترا در سینه انفاس مسیحا، میهنم

گریه و افغان نباشد شیوۀ " آزاده گان"

سازکن حماسه های آریانا، میهنم

بازگو، کی لشکر سبز "فروهر" میرسد

با درفش کاوه و فر " اهورا" میهنم؟

گاه پیوند دل و دست است، میباید نشاند

گوهر فتحی دگر بر تاج فردا، میهنم